فرشته _ رند خرابات
نامردیست.... ان همه اشک را به یک چشمک فروختن...
فرشته _ رند خرابات
نوشته بود ” ذهن تو مریض است” نه رفیق بیا ذهن های مریض را برایت معنی کنم! ذهن مریض آنیست که به بهانه شلوغی واگن مترو و به بهانه ترمز خودش را به زن ها میمالد ! ذهن مریض آنیست که به بهانه جا نبودن در اتوبوس خودش را به زنها میچسباند! ذهن مریض آنیست که وقتی دختری کنار خیابان در انتظار تاکسی است قیمت میپرسد! ذهن مریض آنیست که شیطنت خاص زنان را فاحشه گری میداند! ذهن مریض آنیست کوچکترین لبخند یک زن را درخواست س ک .س میداند! اینجا مرد هایش از کمبود همه را فاحشه میدانند جز مادر و خواهر خویش !!!
فرشته _ رند خرابات
ایـن روزهـ ـا ... بـﮧ هـر مـردے بـخـواهـے تـكـيـﮧ كـنـے ... بـايـد جـسـمـتـ را بـﮧ او هـديـﮧ كـنـے ... طـعـمـش را كـﮧ چـشـيـ ـد مـثـل آدامـس تـفـ مـے كـنـد كـفـ ِ زمـيـن ... بـاز مـے چـسـبـے تـﮧ كـفـش عـابـرے عـاشـق پـيـشـﮧ ... از دلـتـ كـﮧ خـبـر نـدارنـد ... نـنـگـ ِ هـ.رزگـ.ـے مـے بـنـدنـد ...
فرشته _ رند خرابات
خودتو به یه یا علی مهمون کن.....!
فرشته _ رند خرابات
دختري 15 ساله ، نوزادي 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) زيرلب بهش ميگفتن فاحشه! اما هيچ کس نميدونست که به اين دختر در 13 سالگي تجاوز شده بود...! ...
فرشته _ رند خرابات
در مورد کسی زود قضاوت نکن رفیق !
فرشته _ رند خرابات
آری ازپشت کوه آمده ام چه میدانستم این طرف کوه باید برای ثروت، حرام خورد!برای عشق خیانت کرد!برای خوب دیده شدن دیگری را بدنشان داد! برای به عرش رسیدن دیگری رابه فرش کشاند! وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را میـپرسم میگویند از پشت کوه آمده!!ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم وتنها دغدغه م سالم برگرداندن گوسفندان ازدست گرگها باشد تا اینکه این طرف کوه باشم و گرگ!!!
فرشته _ رند خرابات
بر پایهٔ دیدگاه بیشتر پژوهشگران امروزی، فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری برابر با ۳۱۹ خورشیدی (۹۴۰ میلادی) در روستای پاژ در شهرستان توس (طوس) در خراسان دیده به جهان گشود. سال زایش فردوسی در ۳۲۹ هجری قمری از آنجا دریافته شدهاست که در یکی از سرودههای فردوسی میتوان زمان چیرگی سلطان محمود غزنوی بر ایران در سال ۳۸۷ هجری قمری (برابر با ۳۷۵ خورشیدی) را دریافت کرد: بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت نوانتر شدم چون جوانی گذشت فریدون بیداردل زنده شد زمین و زمان پیش او بنده شد
فرشته _ رند خرابات
مردان ديروز زني را سنگ زدند به حكم ننگ زني را كشــــــــتند به حكم همخوابگی و فراموش كردند كه خود هر شب همـــــــخواب زنانی هستند كه به قيمت نان تن مي فروشـــــــــــــــند !....
فرشته _ رند خرابات
همه چیز بازیچه نیست… .
این جمله را پروانه ای گفت که . بال هایش در دست کودک بازیگوشی جا مانده بود..
فرشته _ رند خرابات
دوستاني هستند به مانندكوههاي سربه فلك كشيده،استوار و بزرگ.رفاقت با آنها شرف است در كنار آنها بودن حق است و فراموشي آنها محال...هر چند فاصله ي مكاني خيييلييي باشد... سلامتي همه ي دوستاي خوب
فرشته _ رند خرابات
دلتنگـی، پیچیــده نیســت. یک دل.. یک آسمان.. یــک بغــض .. و آرزوهــای تـَـرک خـورده ! به همین ســادگـی ...
فرشته _ رند خرابات
مـــــــن عاشقـــانـــــه هایـــــــم را روی همیـــــــــن دیـــــــــوار مجـــازی می نویســــــــم ! از لــج تــــــــو . . . از لـــج خــــــــودم . . . که حاضـــــــر نبــودیــــــــم یک بار ایـــــــن هــــا را واقعـــــــی بــه هـــم بگوییــــــــم. . . !
فرشته _ رند خرابات
اقا اجازه خسته ام از این همه فریب / از های و هوی مردم این شهر نا نجیب آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب «شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . .