فرشته _ رند خرابات
خدا هماني است كه ما مي خواهيم، كاش ما هماني بوديم كه خدا مي خواست...
فرشته _ رند خرابات
زندگی رقص واژه هاست یکی به جرم تفاوت ، تنهاست یکی به جرم تنهایی ، متفاوت ..... !
فرشته _ رند خرابات
نگران نباش، " حـال من خوب اســت " بــزرگ شده ام... دیگر آنقدر کــوچک نیستـم که در دلتنگی هایم گم شوم...! آمـوختــه ام، که این فاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش "زندگی ست" ... آمــوختــه ام، که دیگــر دلم برای "نبــودنـت" تنگ نشــــود. راستی، دروغ گفتن را نیز، خوب یاد گرفتـه ام...! "حال مـــن خوب اســت" ... خوبِ خوب.
فرشته _ رند خرابات
ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻧﺪ، ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻣﻌﻨﯽ ﺯ ﺳﺮ ﻣﺴﺘﯽ ﻣﮑﻦ ﺁﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺩ ﻏﻤﺶ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎﺳﺖ
فرشته _ رند خرابات
شعر ، ردیف وقافیه نمی خواهد ! بوی آغوش تو ، هر دیوانه ای را شاعر می کند….!!!!
فرشته _ رند خرابات
شنيــده بودم كه "خاك سرد است". ايـــن روزها اما انــــــــــــــــــــــگار آنقـــدر هوا ســـرد است، كه زنــده زنــده فراموش مي كنيــم يكديگـــر را
فرشته _ رند خرابات
اگه تونستی بدون اینکه کسی رو لـ.ـمس کنی عاشقش بشی اون موقع بدون لـــیـــاقـــت عـــشــــقــــو داری ................ !
فرشته _ رند خرابات
رفتم مسجد نماز بخوانم نه از سر ریا بلکه به جهت ادای دین و وظیفه شخصی هر چه سعی کردم حواسم به خدا باشد نشد آنقدر بوی کثیف ریا و تظاهر و تقلب مشامم را می آزرد که قادر به بیخیالی و برقراری ارتباط لازم با معبود دلم نشدم نماز را با جماعت خواندم اما مجبور شدم مجددا بصورت فرادی در منزل تجدید کنم جو مسجد را انباشته از رنگ ثابت مطلق و حاکم ریا دیدم دیدم خدای جدیدی برتر از خدای قدیم معروف ستایش میشود زیرا باورشان براین بود که این خدا از خدای قدیمی تواناتر است و گویا کلیشه ای بودن و ناتوانی خدای قدیم و انقضای مدت اعتبارش را کشف کرده اند و به عینه با دو چشم و گوش و کلیه جوارح خویش قدرت لایزال خدای جدید را دیده و حس کرده اند استغفاری نمودم به میخانه خزیدم میخوارگان رانده شده از مساجد خدای جدید را دیدم اما خوبیش به این بود که نه از خدای قدیم بریده بودند ونه کاشف انقضای مدت اعتبار وی بودند و نه ریا و تظاهری در میخوارگیشان مشامم را می آزرد دیدم همه دردمندند از درد به خود میپیچند درد غلبه خدای جدید بر خدای مهربان قدیمشان میکشدشان مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است آری اگر امر بر ح
فرشته _ رند خرابات
ڪاش مُخــابرآت یـــﮧ رפּز صبح بهت اس ام اس میــدآد: مشترڪ محترم و عزیز ما، شُــما قبلا در طولِـ روز فُــلان شُمآره رو دפּیست بار میگرفتـــے اس ام اس ڪﮧ حرفش رو نزن، اینقدر زیاد بود ڪه ما حساب ڪتابش از دستمون دَر میرفت حتے بعضے اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خـפּشگــل بــود ڪﮧ برا خودمون سیوش میڪردیم ... حَتــے یــﮧ شب، ( پآیــیز بود فڪر کُــنم)، اینقدر حرفاے خوشگل خوشگل میــزدین و ما هم هِے گوش میدادیم ڪه پای تلفن خوابمون برد، یادمون رفت بقیــﮧ پول تلفن شما رو حساب ڪنیم حالــآ مشترڪ مُحترم و عزیز، چـےشده ڪﮧ این روزا دیگــﮧ خبری اَزت نیست؟ چیزے شده؟ چرا اون شمارهــﮧ رو دیگــﮧ نمیگیرے؟ یــﮧ اس ام اس خالـــے هم حتے نمیدے منِ مخابرآت، اون دوره رو باهاتون زندگے ڪردم، حَقَمــﮧ ڪــﮧ بدونم تواَم اِس اِم اِس بدے بگے : بیخیال رفیق، این روزآ هَــم میگــذَره.......
فرشته _ رند خرابات
آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بیند . . .