فرشته _ رند خرابات
تسبیحی بافته ام نه از سنگ نه از چوب نه از مروارید بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانیت دعا کنم !
فرشته _ رند خرابات
شب خوش...............ممنون از همراهیتون.......همپای دلتنگیاتونم.............
فرشته _ رند خرابات
مدت هاســت احــساس میکــنم کــر و لال شــدم . . !! این روزها صــدای احــساساتم رو فــقط صــفحه ی کیــــــــبوردم میشــنود . . . !!
فرشته _ رند خرابات
زن که باشی دربارهات قضاوت میکنند؛ دربارهی لبخندی که بیریا نثار هر احمقی کردی! دربارهی زیباییات ... که دست خودت نبوده و نیست! دربارهی تارهای مویت که بیخیال از نگاه شکآلودهی احمقها از روسری بیرون ریختهاند! دربارهی روحت، جسمت، دربارهی تو و زن بودنت قضاوت میکنند! تو نترس و زن بمان احمقها همیشه زیادن!!!! نترس از تهمت دیوانههای شهر که اگر بترسی رفته رفته زنِ مردنما میشوی!
فرشته _ رند خرابات
بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود اکنون بزرگ شده ام مادرم را می خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم. نه اینکه دلم خوش شود که می دانم نمی شود ! شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم....
فرشته _ رند خرابات
من تمـــــام شــــــــعرهایم را در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام ! و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی ... دســـــــــت خالی ,حیرت زده از شاعر بودن استعفا خواهم داد! نقــــــاش میشوم تا ابدیت نقش پرواز را بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا خواهـــــــم کشید.
فرشته _ رند خرابات
من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر حکمتی می اید من و فرسایش دل تو و تصمیم و مکان ما و تقدیر و زمان چه شود آخر دلتنگیها؟ و خــــــــــــــدا میداند...
فرشته _ رند خرابات
خدای من نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی میان این دو گمم هم خود را و هم تو را آزار میدهم هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ” خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . . .
فرشته _ رند خرابات
به هر آسماني شك دارد كنجشكي كه با سر به بنجره خورده است.......
فرشته _ رند خرابات
آن قدر خیره و بی پلک در من نگاه کردی که خودم را،در قطره اشکی که کنج چشمانت حلقه زد،دیدم! ناگهان از چشمت افتادم!!
ملودرام مسخره ايست زندگي....


13 سال و 4 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 51 دقيقه قبلداستان تكراري ِ سكانس هاي اشتباه....
وپايان هاي آبكي...
متشكرم خانومي از خطاب زيباتون....
عالی ...
13 سال و 4 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 51 دقيقه قبل