بچه ها #خوب-گوش-کنید چی میگم : یکی از دوستامون 3 ماهه که بخاطر یه مریضی داره درد میکشه امیدشو از دس داده از این زندگیش خسته شده به دعاهای ما نیاز داره @˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙ خودش میدونه #خاطرشو خیلی میخوام واسه همین از همتون میخوام براش دعا کنید . #بازنشر کنید تا همه بدونن ... رزیتا جون ایشالا هرچی زودتر خوب میشی
رزیتا جان ...خدا بیشتر از همه بنده ی خوبش رو نبت به دیگران بیشتر و سخت تر مورد آزمون خودش قرار میده ...حتی تا تا انتهای خط ... ولی بعد اون خط که می خوای ببینی چی پیش میاد بستگی به بنده ی اون داره که چگونه طی کرده اون آزمون رو که بعضی وقتها می بینی میگن خدا معجزه کرده ...درسته معجزه شده ...یقیناٌ بدون بنده خدا کاری کرده که خدا جوابش رو داده..
پس اصلا به مشکلت فکر نکن و دل و افکارت رو بسپار دست خدا و بگو هر چی اون صلاح دونست و صبوری کن ... و خدا هم به دعای دلهای پاکی برات دعا میکنن نظر داره شک نکن .امیدوارم تو همین سایت خودت بیای به همه بگی من رزیتای هستم که خودت خواسته و خدا جوابت رو داده ..به امید اون روز که دور نیست و در همین نزدیکیهاست ...آمیییییییییییین
رزيتا ببخش اينو ميگم ولي دلم ميخواد فوشت بدم قربون اون دل مهربونت چرا نا اميدي اخه خواهر گلم حق نداري ب مرگ فك كني اين دكتراي بيشور حرف موفت زياد ميزنن فقط خدا....
@roo0ooz
دوستان یه خاطره کوچیک و سریع میگمو میرم(دوست نداشتم کسی بدونه)
من 3سال پیش سرطان داشتم ....اون موقع دکترا به پدرو مادرم گفته بودن که شیمی درمانی فقط مرگ رو عقب میندازه نهایاتا 6 ماه دیگه زنده است
از اونجایی که من کلا آدم شادی ام.... بیخیال مریضی شدم ، همه دوستام و خونواده ام نگرانم بودن ولی من بیخیالش بودم
هیچ وقت امیدم رو از دست ندادم ، خدا همیشه بنده هاش رو امتحان میکنه ، بعضی وقتا امتحانش خیلی خیلی سخته
و الان 3 سال از اون مهلت 6ماهه میگذره و من به لطف خدا زنده ام و در کنار شما!
این داستان هندی نبود یه تیکه از زندگی من بود!
-------------------------------------------------------------
واست آرزوی سلامتی میکنم دوست دنبالریم ...... تحت هیچ شرایطی دکتر رو جای خدا نذار!!
به سلامتـــــی کسی که دوسش داری ...... پيشت نيست اما؛ يه يادگار ازش داری..... که وقتی نيگاش ميکنی، بوش میکنی ..........حس میکنی کنارتــه ...! سلامتی اونی که با خاطراتشم خوشـــی ...
غمگینم همانندِ مادری که کودک بیمارش با لبخند به او میگوید: امسال، سین هشتم سفره ی ما سرطان من است... __________________ خالصانه برای کودکان بیمار دعا کنیم.
از طرف مدرسه به پسر داییم گفتن برو درباره “عمه ی عطار” تحقیق بنویس، کل فامیل رو بسیج کرده که درباره “عمه ی عطار” مطلب جمع کنن، آخرشم به هیچ جا نرسیدیم! اصلا هیچ منبعی درباره خانواده پدری عطار پیدا نمیشد. زن داییم رفته مدرسه داد و بیدار که این چه تحقیقی به بچه مردم میدین! عمه ی عطار به چه درد بچه میخوره آخه!؟ مدیر مدرسه هم گفته خانم موضوع تحقیق اصلا “عمه ی عطار” نبوده “ائمه ی اطهار” بوده!!
اینقدر مرا از رفتنت نترسان... همه ی ما رفتنی هستیم... قرار نیست که همیشه بمانیم ...ماندن "لیاقت" میخواهد نه "بهانه".... حالا بلند میگویم : لیاقت ماندن نداشتی بهتر که رفتی....