✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
مــَعــمــولا آدَمــا از ایــنــکــه بــَعـد از مـَـرگ فــَـرامــوش بــِـشـــَـن وَحــشـــَـت دارَن,وَلـــی چــه ســَـخــته زِنـــده بـــاشـــیُ فــَــرامـــوش بـــِـشی . . .
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
دلم.... نه عشق اتشین میخواهد,نه دروغ های قشنگ.... نه سکوت تلخ شاعرانه نه ادعاهای بزرگ.... دلم یک فنجان قهوه ی داغ میخواهد,و یک دوست که بشود با او حرف زد.
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
زمستانی سرد,کلاغ غذا نداشت که جوجه هاشو سیر کنه,گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردن.زمستان تمام شد و کلاغ مرد!اما بچه هاش نجات پیدا کردن و گفتن:اخی خوب شد که مرد,خسته شدیم از این غذای تکراری!!!