محمد
چه سخت است دل كندن از چيزي كه براي او زندگي مي كني
و دردناكتر اگر بداني ناچاري از پذيرفتن آن و آنچه كه سرنوشت براي تو رقم زده است وبدتر اينكه مجبوري ازش جدابشي وقتي بيشتر از جونت دوستش داري افسوس ..........................................
محمد
سلامتی مادرهای قدیم که وقتی لنگه دمپایی رو پرت میکردن طرفمون صاف میامد میخورد تو سرمون!!!
محمد
به یکدیگردروغ نگوئید...: آدم است...باورمیکند...و دل می بندد...
محمد
به چه میخندی عزیز !؟ به چه چیز !!؟؟ به شکست دل من !!! یا به پیروزی خویش !!! به چه میخندی عزیز !!! به نگاهم که مستانه تو را باور کرد !!!!؟ یا به افسونگری چشمانت !!!؟ که مرا سوخت و خاکستر کرد !!!! به چه میخندی عزیز!!!!؟ به دل ساده ی من میخندی!!!!!؟ که دگر تابه ابد نیز به فکر خود نیست !!! یا به جفایت که مرا زیر غرورت له کرد !!!! به چه میخندی عزیز !!!؟ به هم آغوشی من با غم ها!!!؟ یا به ...........!!!!! خنده دار است .......بخند !!!!!!!
محمد
مهربانم ! سحرگاهان كه تابوتم را بر دوش مردان رهسپار خانه ي جاويد است ، و تو هم اي آشناي سنگدل و اي بي وفاي من ، از خانه بيرون شو و بگو : << معشوقه ي من منزل نو مبارك >>
محمد
تا کی در افسونِ گلِ سرخ باشیم، وقتی تو را رهگذرانِ هرزه پرست، تنها به تمنای چیدن، می بویند. ...
محمد
شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت , بی وفاییت آمد به یادم , هستیم آتش گرفت.
محمد
در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . .
محمد
رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمیبینم / سرم قربان آن دشمن که بوئی از وفا دارد . . .
محمد
بی وفا!!! این روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم و نه حوصله ات را ولی با این همه، گاه گاهی دلم هوای تو را میکند...
محمد
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند
محمد
نگاه تو انعکاس صامت گرفتگی صدای یک فریاد است ... به من نگاه کن ! بگذار من ــ در سکوت صدای نگاه تو ــ تراژدی مرگ همه ی فریادها را تجربه کنم ...
محمد
من نه عاشقم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ... من خودم هستم و یک حس غریب که به صد ناز و هوس می ارزد !!!
محمد
هميشه مجبوري بايستي و به آنچه پشت سرت افتاده است بنگري، چرا که، زندگي چمداني است که... هيچ گاه درش کاملاً بسته نمي شود!!!