بهاره
تــــــو هم شده ای انقلاب زندگــــــی من...... حالا هــــر آنچه در زندگی من استـــــ تاریــخ دار شـــده ..... قبل از "تـــو".... بعد از "تـــو"
بهاره
آیا شست جورابتان سوراخ شده است؟ آیا جوراب دیگری ندارید؟ آیا از بیرون افتادنِ شستِ پایتان خجالت میکشید؟ ما برای شما راه حلی داریم: . . . . . . . . لنگه ها رو جابجا کن،سوراخش میفته رو انگشت کوچیکه معلوم نمیشه ...
بهاره
مﻦ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﺒﯿﻞ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻡ...ﺁﺧﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺮﻑ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺯﺩﻥ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺧﻼﺻﻪ ﮐﻨﻢ.. ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ (ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﭼﯿﻪ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺧﻮﺑﻪ ﺳﺒﯿﻞ ﺑﺰﺍﺭﻡ)ﻓﺮﻣﻮﺩند: " ﻫﻠﻮ ﺑﺎ ﭘﺮﺯﺵ ﻗشنگه! :
بهاره
از آنچه هستی شادمان باش و به خاطر آنچه داری شکرگذار باور نـمی کنـم ... خـالـق نظـم دانـه هـای انـار ، زنـدگـی مـرا بـی نظـم چیـده باشـد
بهاره
در دسترس نباشــی بهتر است
تا من پشت خط باشــم ...
و
تــــــــــــــــــو با دیگـــری !!
بهاره
اد بد ماما بوبا دام دام بوبو دد دادی آقوم (دکتر شریعتی در یازده ماهگی، هنوز ترجمه معتبری در دست نیست ولی احتمالا جمله خوبیه)!
بهاره
فرشتگان ، چه دردناکند !
بار سنگین تقدس را بر دوش !
اشتیاق های کمر شکسته به زیر منت بالهایی سپید !
فرشتگان چه غمناکند !
محکوم به پاک بودن !
همچون سرزمینی تشنه فاتحی که کشفش کند !
فرشتگان ، پرها را برکنید ، که پرواز در آسمان خواستن ها ، بال مقدس را نیاز نیست !
کشف شدن را ، بی باکی فریاد میزند ! بی باک باشید فرشتگان ! شاد ناکی در یک قدمیست
بهاره
گاهی می خواهم انســــــــــان نباشم ...گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم اما دلــــــــــی را دفن نکنم ...! ......گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بِدَرم اما بدانم ، کــــــــارم از روی ذات است نه از روی هوس ...! خفاشی باشم که شبها گـــــــــردش کنم با چشمهـــــــــای کور ، اما خوابی را پرپر نکنم ..! کلاغی باشم که قار قار کنم پرهــــــــایم را رنگ نکنم و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم!!!! گاهی میخواهم انسان نباشم !!
بهاره
یه زمانی بود که با یه نفر دوست می شدی یه 3-4 سالی باهاش دوست می موندی تازه خیلی موقع ها کار به ازدواج می کشید و بادا بادا مبارک بادا مثل الان نبود که دوستی ها ساعتی باشه عشق ها کیلویی باشه دوسِت دارم ها قلابی باشه قلب ها سنگی باشه فکر ها پلید باشه دست ها آلوده به دست دیگری باشه یه زمانی گفتن دوست دارم سند بود عین این بود که اسمت رفته تو شناسنامه طرف
بهاره
لبریزم از جنون سرشار از غمم اینجا غریبم و یک حس مبهمم حسی شبیه مرگ شبیه بی کسی دعا نکن دیگه به من نمیرسی دعا نکن دیگه من قید تو زدم شاید به قول تو من خیلی بدم هرجا میخوای برو اما بدون من بریدم از همه از عشق حرف نزن بریدم از تو و اون عشق پوشالی از خنده ی تلخت، احساس تو خالی دلم شکست ولی شادی حلال تو شکست برای من خنده ها مال تو
بهاره
برای کسی که میگه صداش گرفته سرش سنگینه و آب ریزش بینی داره هی نسخه نپیچید!!! شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد...!
بهاره
یه تریلی میخرم تو بشو شاگردم فقط بخواب.... منم به عشق تو.. پشت تریلی مینویسم : بوق نزن شاگردم خوابه
بهاره
یارو از کلاهش خرگوش در میاره، من هنوز از قلبم یه گوساله رو نتونستم در بیارم!!!
بهاره
اشتباه از من بود پر رنگ نوشته بودمت بر کتیبه دلم به سختی پاک می شوی
بهاره
گوشه ای می گریستم ... عابری گفت : حالتان خوب است ؟! گفتم خوبم ! تنها تکه ای تنهایی توی چشمم رفته است ...