بهاره
مرز عشق این روزها شباهت زیادی با آدامس داره : اول شیرین و لذت بخش بعد دوست داشتنی بعد بی مزه و تکراری و در آخر هم دور انداختنی!!
بهاره
جای آسایش چه میجویی "رهی"در ملك عشق؟ موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست
بهاره
كوك كن ساعتِ خویش ! رفتگر مُرده و این كوچه دگر خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است كوك كن ساعتِ خویش ! ماكیان ها همه مستِ خوابند شهر هم . . . خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
بهاره
مرد اونی نیست كه از نعره اش دیوار به لرزه در بیاد... مرد اونیه كه ، از صدای نفس كشیدنش قلــــبت بلرزه
بهاره
گاه می اندیشم، خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید ؟ آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسی می شنوی، روی تو را كاشكی می دیدم
بهاره
چرا تنها تـــو... تنها تـــو ... از میان تمام مردان جهان جغرافیای ذهن مرا به تشویش میکشی؟!!!
بهاره
خدایا یادت هست ؟!... دیشب کنارم دراز کشیده بودی و همون طور به سقف زل زده بودی !.... من پشتم را به تو کردم و با بغض گفتم : "فقط یه بار دیگه بذار ببینمش ... فقط یه بار ! تو خدایی می تونی ... فقط یه بار دیگه...
بهاره
گوش کن لعنتی ... این که من می کِشم ، درد بی تو بودن نیست ! تاوان با تو بودن است !!!
بهاره
برنگرد ... که برنمی گردی تو هیچ وقت ... نمی خواهم داشته باشمَت ... نترس ! فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن تا ببینمت ... دلم برای راه رفتنت تنگ شده است ...
بهاره
گاهی دلم میخواهد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد, اشک هایم را پاک کند, دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدما اذیتت میکنن ؟!!! بــیـــا بــــــریــــــــم.....
بهاره
لویزیون ایران مونده چطور ترجمه وارونه حرفای مٌرسی رو ماس مالی کنه ... از یه طرف گفتن نه این حرفا رو نزده !!!! از یه طرف ضرغامی میگه :خستگی مترجم باعث اشتباه شده امروز ظهر اخبار شبکه 1 میگه رسانه های بیگانه سخنان مٌرسی رو مورد سوریه رو برجسته کردن ...بعد میگه اشتباه مترجم شبکه 1 سیما به در استفاده از کلمه "بحرین "به جای "سوریه" در آخر دیگه نمیدونن چی بگن میگه :اختلاف نظر همیشه همه جا هست من میخوام بهشون بگم : "عزیزان من وقتی ر..ی..د...ی...ن چوب توش نیارین دیگه بوش خفمون کرد"
بهاره
شیخ و مریدان در بیابان عربی را دیدند که با شتر خود عبور میکرد .شیخ تصمیم گرفت کمی او را اسکل کند . شیخ : آیا این شتر است ؟ مرد عرب : کمی سرخ و کبود شد و ناگهان نفله شد . همه مریدان پریشان و حیران گشتند و گفتند یا شیخ تو را به ریشت قسم چه رازی در این سخن نهفته بود که مرد عرب را این گونه نفله کرد ؟! شیخ : همانا جهت تلفظ پ ن پ بر خود فشار آورد و هلاک شد !!!