الناز
من سردم تو سردی دل نیمه جونه میسوزه میسازه درو داغونهه.......لبهامون لبخند عشقو کم داره دلگیرن روزامون لحظه غمباره...دستاتو نذرم کن خیلی محتاجم پاییزم میریزم رو به تاراجم
الناز
به من بگو کدوم شبه که میرسه به چشم تو ستاره ی قشنگ
الناز
آهای توکه اینهمه دوری ازمن این روزا در حال عبوری ازمن اهای تو که فک میکنی سوزوندی دارو ندارمو با دوری ازمن...طاقت نداری ببینی میدونم این همه طاقت و صبوری از من ستاره ها میگن پشیمون شدی ...فک نکنم بشه با صد تا دریا اینهمه نفرتو بشوری از من...
الناز
یه بغل گلای مریم یه غزل بوسه ی خسته یه نفس حبسه تو سینه یه گلو با بغض خسته...واسه زود بودن چه دیرم با غم چشمات میمیرم وقت رفتنت عزثیزم گریه هامو پس میگیرم...یه نفر حبسه تو چشمات تا ابد گوشه ی زندون یه نفر عاشق عاشق عاشق صدای بارون
الناز
سلاااااااااااااااااام یهوهوووووووووووووووو
الناز
واسه گذشتن از من بهونه ها چه ساده...حق با تو بود عزیزم فاصله مون زیاده...