گـلـپــری
میدانم از خود خواهی است که تو را برای خود می خواهم و تو هم انقدر رئوفی که خود را متعلق به همه میدانی . . .
گـلـپــری
چیزی شبیه به “معجزه” است. وقتی هر شب به خیر می گذرد بی آنکه کسی به تو بگوید “شب به خیر
گـلـپــری
امروز... انگار کسی آمد... و هوای دلتنگی ات را ... هی در آسمان اتاقم پاشید ... و تو نبودی......
گـلـپــری
هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است، که در خیال خودم بی خیال ما نشدی...
گـلـپــری
چه شباهت متفــاوتی بیت ماست ..
تـــو دل شکستــه ای ؛
من دلشکستـــه ام !
گـلـپــری
بـه فکر نــوازش دست های منی! بی آنکــه بدانی ؛ دلـــم است کــه تنهــا مانــده .. دست هایــم ، دو تاینــد!
گـلـپــری
به من نگاه كن وببين سوختم وآه نميكشم. . . توشعله اي ولي من ازعشق توپانميكشم. . . نيستي ولي به غيرتو با كسي مانميشوم . . . من ازحصارعشق توآسان رها نمیشوم . . .
گـلـپــری
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! ستون حوادث خالیست...
هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟
گـلـپــری
چنــد ساعتی با هم بودیــم! من بــه تــو نگــاه میکردم .. و .. تــو به ساعتت ؛ تـــو قرار داشتی و .. من بی قــراری!
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل