پاییز یك شعر است
یك شعر بیمانند
زیباتر و بهتر
از آنچه میخوانند
پاییز، تصویری
رؤیایی و زیباست
مانند افسون است
مانند یك رؤیاست
سحر نگاه او
جادوی ایام است
افسونگر شهر است
با این که آرام است
او ورد میخواند
در باغهای زرد
میآید از سمتش
موج هوای سرد
با برگ میرقصد
با باد میخندد
در بازیاش با برگ
او چشم میبندد
تا میشود پنهان
برگ از نگاه او،
پاییز میگردد
دنبال او، هر سو
هرچند در بازی
هر سال، بازندهست
بسیار خوشحال است
روی لبش خندهست
من دوست می دارم
آوازهایش را
هنگام تنهایی
لحن صدایش را
مانند یك كودك
خوب و دل انگیز است
یا بهتر از اینها
«پاییز، پاییز است!»
زمان آمدنت پوسـیده و صدای قدومت ، موسیقی سـنتی شده است. خاطراتمان کتابی شده است تاریخی در موزه شهر و داستانمان را کودکان شب ها وقت خواب ازبر می شوند...
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل