زمانی که جوان بودم، زندگی به نظر خارق العاده بود. یک معجزه، زیبا بود. جادویی؛ و تمام پرندگان در درختان خوشحال و شاداب می خواندند و مرا تماشا می کردند . . . (ترجمه شعر) #تت
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشیاش و زندگی کنی ...
سلام علیکم و رحمت الله من جلسه داشتم خواهر مجبورم کردی بیام اینجا آخه جز به جیگر زده چرا آروم نمیشینی تو داری روح بابا رو تو قبر وادار به بندری زدن میکنی
ایکبیری با من بودی ¿ورپریده زبونت زیادی داره باید قیچیش کنم
بابا .مامان .عمه .خاله و همه فامیلهای وابسته بس کنید دیگه تا کی میخواید با هم دعوا کنید مگه کارو زندگی ندارید ¿
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 10 ساعت و 28 دقيقه قبل توسط موبایل