دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

جایی نوشته بود : طالبان از مسئولیت‌پذیرترین انسان‌های روی زمین هستند، تقریبا مسئولیت هر چیزی رو به عهده می‌گیرند... یه‌کم از طالبان یاد بگیرید (( :

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

شب تو شب ِ منه شب ؛ شب ِ عاشق شدنه بیا عزیزم که شبِ قشنگ ِ دل سپردنه

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

در دایره ی ِ قسمت ، ما " انگار نه انگار" یم ......./

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

هـوای خوب ِ یکـی شـُدن

محمدحسن مزروعی
محمدحسن مزروعی

زمانی که جوان بودم، زندگی به نظر خارق العاده بود. یک معجزه، زیبا بود. جادویی؛ و تمام پرندگان در درختان خوشحال و شاداب می خواندند و مرا تماشا می کردند . . . (ترجمه شعر)

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهره
زهره

@گـلـپــری پیاز عدس پلو اشکمو در آورد

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی
علی

ﯾﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯿﺎﻧﺴﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ 70 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺗﻮﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﻦ . ﺷﻮﻫﺮﻩ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩ ... ﯾﻬﻮ ﺯﻧﻪ ﮔﻔﺖ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﻪ ﻣﺎ 20 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻃﻼﻕ ﺑﮕﯿﺮﻡ ... ﺷﻮﻫﺮﻩ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﻭ ﺭﺳﻮﻧﺪ ﺑﻪ 80 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ... ﺯﻧﻪ ﮔﻔﺖ : ﺍﺻﻼ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﮐﻨﯽ . ﺣﻘﯿﻘﺘﺶ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﺗﺮﻩ .. ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﺎﺯﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﻭ ﺭﺳﻮﻧﺪ ﺑﻪ 90 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ .. ﺯﻧﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ .... - ﺳﺮﻋﺖ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﻪ 100 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ .... - ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭﺗﻬﺎﯼ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﯼ ﻭ ﺣﺴﺎﺑﺎﯼ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ... ﺷﻮﻫﺮﻩ ﯾﻬﻮ ﻓﺮﻣﻮﻧﻮ ﭼﺮﺧﻮﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺟﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩ ... ﺯﻧﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﯼ ؟؟ ﺷﻮﻫﺮ : ﻧﻪ ﻣﻦ ﻫﺮﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ .... ﺯﻥ : ﻭﺍﻗﻌﺎ ؟؟؟ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﯼ ؟؟؟ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ 120 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺑﺨﻮﺭﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺷﻮﻫﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﮐﯿﺴﻪ ﻫﻮﺍ ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
زهره
زهره

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهره
زهره

کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکر کنم مزش عوض شده …میگه : آره میگم : بریزمش دور ؟ میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره!! @golpary

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

سـلامممممممممم صـبـح قشـنگ ِ ماه پــُر

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

همـیـشـ ِه یـادت بـاشـ ِه ؛