وای به خیر گذشت. الآن روی مبل در حال غذا خوردنم. یه تیکه پای مرغ رو جدا کردم یهو دیدم وای اصلا جایی نیست که استخون رو بذارم توش. با خودم گفتم "وای خدا یعنی باید برم توی آشپزخونه و زیردستی بیارم ؟ " که یهو دیدم زیر پام جعبه دستمال کاغذیه. یه دونه دستمال برداشتم و گذاشتم توش. عجب شانسی آوردم و گرنه استخون رو کجا باید میذاشتم ؟
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل