اینم @آزاده ایــرانی خونده برای @امیر رباب پور درخشان : غروبا که میشه روشن چراغا میان از مدرسه ،خونه کلاغها یاد حرفای اون روزت میفتم که تا گفتی ،به جون و دل شنفتم! عجب غافل بودم من . اسیر دل بودم من. اسیردل نبودم اگه عاقل بودم من. یادت میاد به من گفتی چها کن!گفتی از مدرسه امروز فرار کن فرار کردم من ،اون زنگ آخر، نرفتم مدرسه تا سال دیگر
#جك-راوي » كجا بوديم آهان ...خوب ياس كه يه مدت نبود گويا صفر ببخشيد سفر رفته بود حالا بماند كه بي خبر رفت؛ و خيليا هم از جمله # گلپري هر جور كه تونست نوشابه گرفته و هندونه بگير تا جون آدمي زاد مايه ميزاشت براي دل تنگي ...اخي چه رمانتيك ... حالا بعد اينكه #ياس اومده با دونبك ساز اومده اه اه اه ببخشيد اشتباه شد ؛؛ بلخر دست به يه حركت انتحاري ميزنه و تمام خود را متلاشي ميكنه تا جبران محبت كن از اونجايي كه نام بورده خيلي بد جور ابراز دلتنگي مكنه ما هم اكنون از اين پديده نادر در دنبالر كمال تشكر را به عمل مي آوريم
نرفتی یعنی؟!
واییی.
خب مامان برات یه چیز دیگه درست نکرد؟!
نکنه خاله هم ناهار اومده بود پیش شما؟! این فقط یه ناهار بعد از مدت ها بود نه؟ خوبیش اینه به فکرت هستن و کمتر کله پاچه و آبگوشت بار میذارن.
اما باید یه تذکر به مامان بدم! آهان باید از طرف خاله نفوذ کرد . ش.گروهی نفوذی در جهت پیشبرد اهداف گلپری
یارو به زنش میگه: عزیزم دكمه پیراهنم افتاده. زنش میگه: خب میتونی کتت رو روی پیرهنت بپوشی! یارو میگه: آخه دو تا از دکمه های کتم هم افتاده. زنش میگه: اوا خاک عالم، مگه میخوای بدون پالتو از خونه بری بیرون !؟
اِهم اِهم اِهمدوباره من با تحلیل هام اومدمهیچ رحمی تو کار نیست و از کوچکترین چیزا واسه تحلیل کردن استفاده میکنماین بار نوبت به تحلیلِ @Herose رسیده و کاملا از خجالتش با این تحلیلم در اومدمببینیدُ لذت ببرید و منتظرِ تحلیل های جدیدِ من باشید
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل