دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

همه ی موجـودای زنده بعد از مرگشون فاسد میشن و آدما قبل از مرگشون.

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد رضا
احمد رضا

خـيــابــان نيـست كه از هـَمان جايـــی كـــه آمــدی بـــِروی ! بــِفـَـهم اين لامَصَصــب ، گــویَـنـــْـــد ، اسـمَش احســاسـ اسْــتْ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

در شادی علت باشیم نه شریک ، و در غم شریک باشیم نه علت !! (زرتشت)

این ارسال را بازنشر کرده است.
فوژان
فوژان

وقتی یکیو از دست میدی تازه قدرشو میفمهی تازه میفهمی چقد واست عزیزه اونوقت اگه دوباره به دست آوردیش دیگه هیچوقت کاری نمیکنی که ازت ناراحت شه و دوباره ازدستش بدی @فرشاد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آرش پارسی
آرش پارسی

فقط مونده افغانستان مارو تحریم کنه دیگه برامون عمله نفرسته؟!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی
علی

این اتفاق تاسف بار در محله ی جردن رخ داده : مادر دختر ۷ ساله از خانه بیرون میرود برای خرید بعد از ۱۰ دقیقه دختر درب خانه ی همسایه را میزند پسری ۲۷ ساله به اسمه مهدی در رو باز میکنه با روی خوشی با الناز صحبت میکند الناز میگوید : من تنهام میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز میترسم وگرنه خودم این کار انجام میدادم، مهدی که متعجب شده بود به خانه ی دختر ۷ ... ساله(الناز ) میرود، وقتی مهدی وارد میشود میبیند گاز روشنه زیره گاز رو کم میکنه بعد الناز برای مهدی یک لیوان شربت میاره داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود، مهدی با خوردنه شربت به خوابی عمیق فرو میرود (ادامه دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاس
یاس

این جمله واقعا خنده داره : سهم من خانه‌ای اجاره‌ای در قلب توست! و هر روز ... ترس از ريختن وسايلم در كوچه‌ها . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

@احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا سلام تولدت مبارک ای شالله امروز به همه خواسته هات برسی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
گـلـپــری

کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟ پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟ پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

گـلـپــری
گـلـپــری

داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود… خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم! راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟ یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه!

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم… رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟ پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس!