از وقتی برگشتم بیشتر ساعات رو خوسیده بودم بعد الان خیلی مسخرست بگم خوسم میاد ولی خب میاد خوس ِ دیگه ! میاد . . . از بس رفتیم اینور اونور و زیر بارون بدیو بدیو شدیم اصن من خوس خوسی همینه که هست
امروز داشتم با عمو در مورد قشم حرف میزدم بعد برگشت گفت قشم کوسه نداره منم گفتم راست میگی؟؟ کجاهاش؟! برگشته در کمال خونسردی میگه اونورتر از شن های ساحلش من
از صبـح فـقـط تو آشپزخونه بودم یعنی یه وضـعـی . . . به جاش به خیلی از چیزایی که میخواستم رسیدم. تجربه های جدید که خیلی فکرم ُ به خودشون مشغول کرده بودن که حتما امتحانشون کنم. . .
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبل توسط موبایل