به پسر خالهم میگم :دعا کن برام دعای بچه ها زود اجابت میشه . . . میگه : اگه دعاي بچه ها اثر داشت ، وختی که من شیش سالم بود ، و تو اون ماشین آبیمو شیکوندی ، باید میمُردی
روزی پسر کوچولویی می خواست یک سنگ بزرگ را جابه جا کند; اما هرچه می کوشید حتی نمی توانست کوچک ترین حرکتی هم به آن بدهد. پدرش که از کنارش می گذشت، لحظه ای به تماشای تقلای بی حاصل او ایستاد. سپس رو به او کرد و گفت: « ببین پسرم، از همه توان خود استفاده می کنی یا نه؟» پسرک با اوقات تلخی گفت:« آره پدر، استفاده می کنم.» پدر آرام و خونسرد گفت:« نه، استفاده نمی کنی. تو هنوز از من نخواسته ای که کمکت کنم.»
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل