افتخاری دیگر برای ایـــــران.... یک ایرانی (#سینا تمدن) مدیر عامل شرکت بزرگ اپل شد.. سینا تمدن برنامههای کاربردی شرکت اپل بود. استیو جابز او را در سال ۱۹۹۷ به شرکت اپل آورد. او متولد سال ۱۳۳۵ در ایران و تحصیل کرده در دانشگاه پردیو آمریکا میباشد. او در سال ۱۹۹۷ به شرکت اپل پیوست . البته شایان ذکر است که از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ او معاون مدیرعامل در شرکت دیگر استیوجابز یعنی نکست (به انگلیسی: NeXT) بود.
در جریان بودم که آقای تمدن از کاندیداهای جانشینی استیو جابز هست ولی واقعا با دیدن این فید جا خوردم و واقعا از ته دل خوشحال شدم...
به امید موفقیت های این ایرانی عزیز....
اگه فهمیدین منظور این عکس چیه ؟کلمه روی بلوز این خانم "hate "هست به معنای تنفر و برعکسش که افتاده تو آینه "love "هست به معنای عشق !!! حالا ای ول تفاوت !
بعد از مناجات های مشابه هر شبم که بیشتر حول و حوش #تو می چرخد #دلم نمی آید از راه دور بگویم « #شب#بخیر » چند ساعتی #منتظر می مانم و از همان #راه#دور می گویم « #صبح#بخیر » ... و #تو بیدار می شوی آنجا بی آنکه شنیده باشی...
از اين قرار است که يک روز جناب کافکا ، در حال قدم زدن در پارک ، چشمش به
دختربچهاي مي افتد که داشت گريه مي کرد. کافکا جلو ميرود و علت گريه ي
دخترک را جويا مي شود. دخترک همانطور که گريه مي کرد پاسخ ميدهد : «عروسکم
گم شده !» کافکا با حالتي کلافه پاسخ ميدهد : «امان از اين حواس پرت! گم
نشده ! رفته مسافرت.» دخترک دست از گريه ميکشد و بهت زده ميپرسد : «از کجا ميدوني؟» کافکا هم مي گويد : «برات نامه نوشته و اون نامه پيش منه.»
دخترک ذوق زده از او مي پرسد که آيا آن نامه را همراه خودش دارد يا نه که کافکا ميگويد : «نه . تو خونهست. فردا همينجا باش تا برات بيارمش» .
کافکاسريعاً به خانهاش بازميگردد و مشغول نوشتن ِ نامه ميشود. چنان با دقت که انگار در حال نوشتن کتابي مهم است ! و اين نامه نويسي از زبان ِ عروسک را به مدت سه هفته ادامه ميدهد ؛ و دخترک در تمام اين مدت فکر ميکرده آن نامه ها به راستي نوشتهي عروسکش هستند. و در نهايت کافکا داستان نامهها را با اين بهانهي عروسک که «دارم عروسي مي کنم» به پايان ميرساند.» *
اين؛داستان همين کتاب “کافکا و عروسک مسافر” است. اينکه مردي مانند کافکا سه هفته از روزهاي سخت عمرش را صرف شاد کردن دل کودکي کند و نامهها را – به گفتهي همسرش دورا – با دقتي حتي بيشتر از کتابها و داستانهايش بنويسد؛واقعا تأثيرگذار است.
«او واقعا باورش شده بود. اما باورپذيري بزرگترين دروغ هم بستگي به صداقتي دارد که به آن بيان ميشود.- امّا چرا عروسکم براي شما نامه نوشته؟اين دوّمين سوال کليدي بود. و او(کافکا) خود را براي پاسخ دادن به آن آماده کرده بود.پس بي هيچ ترديدي گفت:- چون من نامهرسان عروسکها هستم.»
@آزاده ایــرانی با یک سرهنگه سوار هواپیما میشن . #آزاده رو به سرهنگه می کنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه #آزاده همین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم . #آزاده میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 55 دقيقه قبل توسط موبایل