دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

كلام آشنا
1310719474993074.png كلام آشنا
توسط *فرياد*

اگر تنهايي ام مرا بست , اگر از تنم افتاد و بشكست , فداي پاک آن عزيزي كه در هر جا كه باشد ياد ما هست. «گلپري»

این ارسال را بازنشر کرده است.
مامان
مامان

سلام. من دخترم ثنا هستم، از اعضای جدید ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

گفت :دوستت دارم... هر چی گشتم مثه تو پیدا نشد... گفتم :خوب گشتی؟؟؟ گفت :اره گفتم :اگه دوستم داشتی نمی گشتی...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
amir.hosain
amir.hosain

دور باطل مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن شوهره زنگ میزنه به معشوقه اش و میگه: زنم یه هفته میره ماموریت ، کارهات رو روبراه کن معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد ش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام پسره زنگ میزنه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

یخ واسه اینکه آب رو خنک کنه رو فدا میکنه ، آهای ، روزگارتم !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آروین
آروین

@گـلـپــری کار کار این انگلیساست توطئه کردن آقا میخوان روابط منو با دوستانم بد کنن

این ارسال را بازنشر کرده است.
faafaa
faafaa

وقتی می خوای توی خیابون 10 دقیقه قدم بزنی صد تا تاکسی جلوت صف می دن................ اما همینکه عجله داری برای گرفتن تاکسی, خرمگس هم از کنارت رد نمیشه...............

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
faafaa
faafaa

سیاه پوشیده بود ،.... به جنگل آمد ........ استوار بودم و تنومند !......... من را انتخاب کرد......... ...دستی به تنه ام کشید تبرش را در آورد و زد.... .. زد........ .. محکم و محکم تر .........به خود میبالیدم ........، دیگر نمی خواستم درخت باشم ،.......... آینده ی خوبی در انتظارم بود !.........سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، ......او تنومند تر بود .......... مرا رها کرد با زخم هایم ،..... او را برد ........ و من که نه دیگر درخت بودم ،..... نه تخته سیاه مدرسه ای ،.... نه عصای پیر مردی .......خشک شدم ...........بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ...........ای تبر به دست ......، تا مطمئن نشدی تبر نزن !........ای انسان ، .........تا مطمئن نشدی ،....... احساس نریز ........ زخمی می شود .......... در آرزوی تخته سیاه شدن ،....... خشک می شود.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی
علی

سلامتیه همه مامانایی که هر وقت صداشون می کنیم میگن: جانم... و هر وقت صدامون میکنن، میگیم: چیه ؟ ها ...؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حمیده
حمیده

وقت خريدن لباسهای زمستانی دقت كنيد. لباسهايی بخريد با جيب های بزرگ ، به اندازه ی دو دست. شايد همين زمستان عاشق شديد.

این ارسال را بازنشر کرده است.