گـلـپــری
توسط پیامک
یادمه فقط ی بار وقتی راهنمایى میرفتم، سر صبح تو راه مدرسه سر ی جریانى انقد ترسیدم ک وقتی رسیدم مدرسه فقط اشک بود و خون دماغ شدن! امشب هم ترسیدم اما خون دماغ نبود دیگه. فقط بغض بود، آخرش اشک شد و آغوش گرم مامان جان و دلداریاشون. دو نقطه ایکس تپنده
گـلـپــری
توسط پیامک
دقیقا همون پا ک نباید از همونجا ک نباید، پیچ بخوره، باز صدای شکستگی ٥ ماه پیش بپیچه تو گوشت، همچین شوکه شی ک تا چند لحظه همونجا تو خاک بشینی ک ی وقت پانشی ببینى پات شکسته!!
گـلـپــری
توسط پیامک
یکی از مزیت های بازرس بودن اینه ک آدم یاد میگیره چطور فیل رو نبینه اما مورچه از زیر نگاهش در نره
گـلـپــری
توسط پیامک
گاهى سخت دلم برای خونه موندن تنگ میشه
گـلـپــری
لحظه ها شاهد بیقراری من و جان فدایی ثانیه های برای لحظه ی دیدارتnای پاک ترین معنای حضور،ای دلیل این همه شور و شعور،اکنون به شهادت لحظه ها و خون هر ثانیه که به شکرانه حضورت قربانی میکنم؛بیتاب دیدار توام
گـلـپــری
توسط پیامک
الان سوئیچ وضعیتم رو غرغره . . .
گـلـپــری
توسط پیامک
اینجا تهران، بام تهران، آی لاو یو دنبی
گـلـپــری
توسط پیامک
الان ساعت ٠١:٠٢ بخوابم، ٤ بیدارشم،بالشم میتونه منو بیدار کنه یعنى؟
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایل