#نیکی من زخمهای بی نظیری به تن دارم، اما تو مهربانترینشان بودی …! عمیق ترینشان، عزیزترینشان … بعد از تو آدمها تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم که هیچ کدامشان، به پای تو نرسیدند … به #قلبم نرسیدند . . .
تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بود زنگ خورد. پيرمردبه زحمت تلفن ... ... رابادستهاى لرزان از جيبش درآورد،هرچه تلفن رادرمقابل صورتش عقب وجلو زدنتوانست اسم تماس گيرنده را بخواند... روبه من كردوگفت، ببخشيدآقا،چه نوشته؟ گفتم نوشته، "همه چيزم" پيرمرد:الو،سلام عزيزم...يهودستش را جلوى تلفن گرفت و باصداى آرام و لبخندى زيباوقديمى به من گفت، همسرم است
فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے ...! یا ... نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند ...!!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.: #دلــــــــــــــم.....!!!
#دوستی ها رنگ باخته اند #رفیق ... #دلت را بردار و برو به جایی که هنوز #ماهی های #قرمز#حرمت دارند و کسی تنگ #دل کسی را نمی شکند ... #من که سال هاست #تنگ دلم #ترک بر داشته ... و دیگر این ماهی قرمز بی قرار، #نفس های آخر را می زند ...
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل توسط موبایل