گـلـپــری
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن
به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد
نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم
گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
گـلـپــری
هي فلاني زندگي شايد همين باشد يک فريب ساده و کوچک آن هم از دست عزيزي که زندگي را جز براي او وجز با او نمي خواهي !
گـلـپــری
گفتی که ما به درد هم نمی خوریم!.. اما هرگز نفهمیدی… من تو را برای دردهایم نمی خواستم…
گـلـپــری
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود ، و چه زشت به من و سادگیم خندیدی ، دل من سخت شکست به تو عشقی پاک که پر از یاد تو بود و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود ، تو برو و برو تا راحتتر تکه های دل خود را سر هم بند زنم
گـلـپــری
اگر می دونستی چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی ، گرچه خانه شیطان شایسته ویرانی است
گـلـپــری
از حساب و کتاب بازار عشق هیچ گاه سر در نیاوردم ! و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم ؟
گـلـپــری
بی آشیانه را شوق ماندن نیست
سنگ بر زمین ننداز ، من خود پریده ام
گـلـپــری
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت دست نه ، دل تکان می دهم
گـلـپــری
گفته بودی : - یا تو یا هیچکس!!!! ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست …کسی حتی مهم تر از من
گـلـپــری
تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند.. عاشق که شدی کوچ میکنند
گـلـپــری
از چشم هیچ کسی نمی شود خواند که دوستتان دارد یا نه …. !
بس که برای نفر قبلی گریه کرده ، حالت چشمانش عوض شده
گـلـپــری
چگونه در این چشم های زیبا
جا داده ای
این همه دروغ را؟!
گـلـپــری
دلم صاف نمی شود با تــو حالا تو هــی به مهـربانی ام دخیل ببند
گـلـپــری
دیگر نکنم ز روی نادانی قربانی عشق او غرورم را . شاید که چو بگذرم از او یابم آن گم شده شادی و سرورم را
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 21 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل