دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گـلـپــری

گـلـپــری
زن
امتیاز: 42980

دنبال‌شدگان

(583 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1927 کاربر)

گروه‌ها

(54 گروه)

بازدید

گـلـپــری
گـلـپــری

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ . . . فـانـوس اشـک هـایـتـان را روشـن کـنـیـد ، مـاه غـریـبـی شـهـیـد نـیـنـواسـت . . .

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@علي محمدي سلام عمه خوبی؟ چه عجب از این وراااااااااااااااا؟

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

بهم گفتي خداحافظ....ترو ديگه نميخامت....بهت قول ميدوم از امروز...ديگه هيچوقت نميپامت....بهم گفتي تو اين روزا...ازت من ميگذرم آسون...ببين ذرات عشقم رو...همه حل شد توي بارون....خداحافظ عزيز دل......خداحافظ چه آسون بد...چشات اونشب چه آروم بود...ولي انگار كه عشق من ...مث جغد روي بوم بود.....خداحافظ برو دل كندن آسونه ...دل خوش باور وتنهام....از اين بازي دلش خونه ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

حالا كه دست هایت چتر نمی شوند حالا كه نگاهت ستاره نمی بارد حالا كه خانه ای برای ما شدن نداریم از كاغذ شعرهایم اتاقی می سازم تا آوار تنهایی بر سرت نریزد و آرامش خیالت ، ‌خیس اشك هایم نشود

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

میخواهی بروی؟ خب برو... انتظار مرا وحشتی نیست شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود برو... برای چه ایستاده ایی؟ به جان سپردن كدامین احساس لبخند میزنی؟ برو.. تردید نكن نفس های آخر است نترس برو... احساسم اگر نمیرد ..بی شك ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست برو... یك احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود پس راحت برو مسافری در راه انتظارت را میكشد طفلك چه میداند كه روحش سلاخی خواهد شد برو... فقط برو.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

هر چند شب با تمام توش و توان و طلابتش بر سرزمین تب زده آویخت دیدم سیماب صبحگاهی از سر بلندترین کوهها فرو می ریخت گفتم امید من برخیز وخواب را برخیز و باز روشنی آفتاب را

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت... حسين پناهي

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

پناهم می دهی امشب ؟ میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان در آن آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟ دل و دین در کف یغما و من تنها در این هنگام روحانی ، پناهم می دهی امشب

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

دیدم صدای هلهله هایی که آشنا می خواندم به جاده پیکار زندگی گفتم نفیر نی لبک من آواز مردم است گفتم که واژههای تراویده از وجود دمساز مردم است اما این گوژپشت رنج کشیده یعنی من این ز خویش بریده آ?ا ز نو ترانه از یاد رفته را آغاز می کند ؟ این مرغ پر شکسته به کنج قفس اسیر ایا دوباره از قفس سرد عمر سوز پرواز می کند؟ حميد مصدق

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

خیلی تلخ است که ببینی اهویی اسیر پنجه های شیر شده است ولی تلخ تر ان است که ببینی یک شیر اسیر چشم های اهو شده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

اگر شیری اگر میری اگر مور گذر باید کنی آخر لب گور دلا رحمی بجان خویشتن کن که مورانت نهند خوان و کنند سور

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ، دگر آیینه ز من با خبر است ، که اسیر شب یلدا شده ام ، من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام ، کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدیم تو به "فراغــــــت" من به "فراقــــت" یک حرف تفاوت که مهم نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

برایت دلتنگی عصر پاییز را می فرستم مثل کلاغ های دم غروب هیچ جا نیستم فقط گاهی یکی از پرهایم می افتد

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

امشب تمام حوصله ام را در یک کلام کوچک از تو خلاصه کردم ای کاش می شد یک بار تنها همین یک بار تکرار می شد! تکرار

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

ســــــــــــــــــلاممممممممممم و صبح قشنگتون بخیــــــــــر