گـلـپــری
گفتی که بیا و از وفایت بگذر / از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم / گفتم که بهانه ات برایم کا[!]ت / معنای لطیف عشق را فهمیدم . . .
گـلـپــری
هر چند که دور از عشق بازی هستیم / اما به رضای عشق راضی هستیم / بر فرض که این مساله هم حل بشود / ثابت شده ما دو خط موازی هستیم . . .
گـلـپــری
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند / معنی کور شدن را گره ها میفهمند / سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین / قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند . . .
گـلـپــری
دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای . از دل ما چه به جا مانده که باز آمده ای؟
گـلـپــری
در میان من و تو فاصله هاست. گاه می اندیشم، می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
گـلـپــری
همه ی درد م این است......
یـک نـفـر در زنـدگی مـن هـست.
.
.
کـه نیـسـت ...
گـلـپــری
شبها چراغ دلت رو روشن بزار تا فرشته ها راه پاکی رو گم نکنن ، شبهای بی فرشته خیلی سخت میگذره ، مثل روزهای بی تو !
گـلـپــری
حـرفی نـدارم ...
مـن حـاضـرم حـتی جـانم بـه لبـم رسـد ...!
اگـر جـانم تـو بـاشی ...
گـلـپــری
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی . . . من به اندازه زیبایی تو غمگینم
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط موبایل