leila
لطفا پلک مرا بردار به ابرویم گره بزن تا دیگر اشتباهی خواب آمدنت را نبینم...
leila
مرا دوست داشته باش، امــــــا؛ تجربه ام نکن . . . برای آموختن، ابزار مناسبی نیســـــتم...
leila
هرچقدر بيشتر ميخواهمت . . . دورتر ميشوی . . . . . . برگرد ! . . . قول ميدهم ديگر دوستت نداشته باشم
leila
کـاش دفتـر خاطراتــم چراغ جادو بود تا هر وقت از سـرِ دلتنگــي به رويش دست ميکشيدم تــو از درونش با آرزوي من بيرون مي آمدي!
leila
خدایا! کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده ... تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری ...
leila
آرام روی خیالم خوابیده ای... خوب می دانی خیالم برایت تخت است ...
leila
دو ساعتی که به اندازهی دو سال گذشت/ تمام عمرِ من انگار در خیال گذشت -/ببند پنجرهها را که کوچه ناامن است…/ نسیم آمد و نشنید و بیخیال گذشت /درست روی همین صندلی تو را دیدم /نگاه خیرهی تو… لحظهای که لال گذشت -/ چه ساعتیست ببخشید؟… ساده بود اما /چهها که از دل تو با همین سؤال گذشت … /گذشت و رفت و به تو فکر میکنم ـ تنها ـ/ دو ساعتی که به اندازهی دو سال گذشت
leila
بیتو اندیشیدهام کمتر به خیلی چیزها /میشوم بیاعتنا دیگر به خیلی چیزها /تا چه پیش آید برای من! نمیدانم هنوز… /دوری از تو میشود منجر به خیلی چیزها /غیرمعمولیست رفتار من و شک کرده است/ ـ چند روزی میشود ـ مادر به خیلی چیزها /نامههایت، عکسهایت، خاطرات کهنهات/ میزنند اینجا به روحم ضربه، خیلی چیزها … /هیچ حرفی نیست، دارم کمکم عادت میکنم /من به این افکار زجرآور… به خیلی چیزها /میروم هرچند بعد از تو برایم هیچچیز…/ بعدِ من اما تو راحتتر به خیلی چیزها…
leila
به یک پلک تو میبخشم تمام روز و شبها را /که تسکین میدهد چشمت غم جانسوز تبها را/ بخوان! با لهجهات حسّی عجیب و مشترک دارم /فضا را یکنفس پُر کن به هم نگذار لبها را/به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم! /تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها را/ دلیلِ دلخوشیهایم! چه بُغرنج است دنیایم!/ چرا باید چنین باشد؟ نمیفهمم سببها را/ بیا اینبار شعرم را به آداب تو میگویم /که دارم یاد میگیرم زبان با ادبها را /غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر /برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقبها را
leila
من از تمام آسمان یك باران را می خواهم ؛ و از تمام زمین یک خیابان را .... و از تمام تو یک دست که قفل شود در دست من ... !!!
leila
من چقدر دلتنگم و چقدر تشنه ی لبخند کسی که باران را می شناسد و دریا را می فهمد …
leila
به کسی که عاشق توست بگو هر روز با زیباترین تعابیر جهان بیدارت کند، من اینجا هر شب تو را با " زیباتریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن " تعابیر جهان به خواب می ســــــــــــپارم....