leila
کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست. مثل ژاپنی
leila
روزانــه هزاران انســان به دنیــا می آینـــد .. امــا نسل " انســانیت " در حال انقــراض است!
leila
انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره ، اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله...
leila
لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی، بدان که تنها نیستی !
leila
فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ... خداوند خورشید را در جایی نهاده که گرم کند ولی نسوزاند!
leila
نامت را انسانى باهوش بگذار؛ اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى ...!
leila
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
leila
همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود… ولی پدر ... یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
leila
مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که یک ارزن نیرزی . . .
leila
شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم ...
leila
نبود...پیدا شد...آشنا شد...دوست شد...مهر شد... گرم شد...عشق شد...یار شد...تار شد...بد شد... رد شد...سرد شد...غم شد...بغض شد...اشك شد... آه شد...دور شد...گم شد...
leila
خدایا ! آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من . . .
leila
در رویاهایت جایی برایم باز کن ،
جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ،
خسته شدم از بی جایی . . .
leila
چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من . . .