ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
ما بخار شیشه ایم ؛ نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی !
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا ! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود ! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم ! (برگي از رمان حيف نون)
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند. وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
غصه ی محترم : لطفا مزاحم تنهایی من نشو ، حالا که عشقم ترکم کرده قلدری میکنی ؟ از ما تنهاتر گیر نیاوردی ؟
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی؟ خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی! دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله؟ خدا هم درجواب به این سوال احمقانه مرد پاسخ میده: واسه این که تورو دوست داشته باشه!!
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
سلام.ببخشید که این موقع مزاحم شدم.یه سوال خیلی مهم پیش اومده . . میخواستم بدونم هواپیما بوق داره؟
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
پدر به دختر: دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی؟ دختر: دارم ماهو میبینم بابایی! پدر: پس بی زحمت به ماهت بگو خبر مرگش اون ماشینشو خاموش کنه، صداش نمیذاره بخوابیم!!!
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
دخترارو صبح که از خواب پا شدن باید ببینیشون پسرارو وقتی بارون میاد!!!
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
اقا جاتون خالی سیزده رفته بودیم قشم.واااااااااای چه حالی داد.اونجارو رو ترکونده بودیم.توی هتل میزدیم میخوندیم.از و کوه بطری اب پرتاب میکردیم تیکه تیکه شدنشو نیگاه میکردیم.وخیلی کارای دیگه
ミ♥ ミm0hsenミ♥ ミ
هروقت پیش خودت گفتی این دیگه با بقیه فرق داره بدون اونم پیش خودش گفته اینم یه خریه مثل بقیه..!!
شلام داداش
14 سال و 5 ماه و 2 روز و 19 ساعت و 26 دقيقه قبلدرود
14 سال و 5 ماه و 2 روز و 19 ساعت و 23 دقيقه قبلنوكرتونم.سلام محمد جون.سلام دربه در.

14 سال و 5 ماه و 2 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبل