با دوستم تو خیابون راه می رفتیم که چشش به یه دختره افتاد... دوستم: ماشالله باباتون چی ساخته!!! دختره: خوب مامانتو بیار یکی هم واسه شما بسازه!!! دوستم: من:
دیروزِ ختمِ یکی از دوستان بودیم بعد خلاصه ما کلی فعالیت داشتیم اونجا یکی از پسرعمه هام که هادی @هادی باشه کم کار بود مثلِ همیشه یکی از دوستانم برمیگرده بهش میگه : هادی یعنی منم بمیرم میخوای اینجوری بکنی یکم فعالیت داشته باشاصن ناجور خندمون گرفت
عجب گُسکایی ره
14 سال و 3 ماه و 4 ساعت و 21 دقيقه قبلگوزکا...
14 سال و 3 ماه و 4 ساعت و 20 دقيقه قبل توسط موبایل