با دوستم تو خیابون راه می رفتیم که چشش به یه دختره افتاد... دوستم: ماشالله باباتون چی ساخته!!! دختره: خوب مامانتو بیار یکی هم واسه شما بسازه!!! دوستم: من:
دیروزِ ختمِ یکی از دوستان بودیم بعد خلاصه ما کلی فعالیت داشتیم اونجا یکی از پسرعمه هام که هادی @هادی باشه کم کار بود مثلِ همیشه یکی از دوستانم برمیگرده بهش میگه : هادی یعنی منم بمیرم میخوای اینجوری بکنی یکم فعالیت داشته باشاصن ناجور خندمون گرفت
عجب گُسکایی ره
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 16 ساعت و 35 دقيقه قبلگوزکا...
14 سال و 4 ماه و 17 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبل توسط موبایل