توماس مور
زن و شوهری با پسر شش هفت سالشون اومده بودن پیش من.وقتی مرد از اتاق برای کاری بیرون رفت؛ زن رو به پسرش گفت : برو جلو در منم میام.پسر قبول نمیکرد.میگفت میخوای چی بگی.بعد دور شدن پسر زن گفت: همسرم معتاد است لطف کنید اومد بهش بگید دیگه دست برداره از اعتیاد.زن پا شد بره دم در گفت پس یادتون نره.منم گفتم باشه.پسره گفت.ها چی گفتی چی یادش نره.من از غیرتی بودن پسره در شکفت شدم
توماس مور
راه دل عشاق زد آن چشم خماری.... پیداست از این شیوه که مست است شرابت
توماس مور
تو نیک و بد خود هم از خود بپرس... چرا بایدت دیگری محتسب
توماس مور
درد عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد... حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست
توماس مور
پروفایل تکانی کردم و جهت احترام به کسانی که منو دنبال کردن کسانی رو که منو دنبال نمیکردن حظف دنبال زدم
توماس مور
به چنین پدر زن و داماد همیشه حسودیم میشه....
توماس مور
یکی از دوستام میگفت یکی از دوستاش که برا جراحی زیبایی بینی داشته از شهرشون به تهران میرفته در راه تصادف کرده و الان تو کوماست
توماس مور
وقتی شیطنت میکردییم و مادرمون با جارو می افتاد دنبالمون تنها جای امنی که داشتییم بغل مادر بزرگمون بود.