ali
ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺨﺘﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻛﻨﻲ ﻣﺜﻞ ﺩﺍﺭﻭﻳﻲ... ﻓﻘﻂ ﻭﻗﺖ ﻧﻴﺎﺯ ﺍﺯﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﻨﺪ... ﻳﺎ ﺳﺮﺍﻏﻲ ﺍﺯﺕ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ...
ali
تو را ز من یادی هست... ؟ (دیدگاه)
ali
نه،لازم نیست شمعها رو روشن کنی! تمام درها بسته ان... آیا دری باز مونده؟؟؟ لازم نیست تو تاریکی تنها باشم،ملکه شب کنار منه! هنوز درها بستس؟؟؟ مردم یا زنده...! به آینه نگاه کن! نمیدونم چطور باید وایسم،من از سایه خودم میترسم! چاقو تو دستم! با مرگ میرقصم! مثل شیر یا خط... مردم یا زنده...!؟ پنجره... خود انتخاب من،پنچره... من توی قصر بی کسی هام از درای بسته میترسم...! . (علی پاک نژاد)
ali
دوست داشتن توعون داره! شاید تو ام تو خوشبختیش شریک باشی. شایدم مجور باشی بدبخت ترین بشی و وایستی از دور خوشبختیشو نگاه کنی... دوست داشتن توعون داره! (علی پاک نژاد)
ali
دیگـــــــر به کسی نمی گویم: "دوســتت دارم" . . . . . . انگار دوستت دارم های من؛ خداحافظ شنیده می شود...
ali
پائیز در راه است، اندکی از مهر پیداست؛ حتی در این دوران بی مهری، باز هم پائیززیباست.
ali
تو خوابیدی و نمیبینی،چون خوابی من میبینم،چشمات وقتی بستس هنوز زیباست...(علی پاک نژاد)
ali
با تو گیجم... بی تو منگم... در جستجو،در ابهام،درگیر اوهام... مثل بی پناهی! اسیر عرفان و انگار...! . (علی پاک نژاد)
ali
این روزا بدجوری داری منو میترکونی...یادمه یه روزی ستارت بودم،میدونی عزیزم وقتی ستاره ها میترکن همه چیزو با خودشون نابود میکنن،حالا که ستارت نیستم زیاد با من بازی نکن...!!! (علی پاک نژاد)
ali
وقتی که فکر میکردم دارم خیلی آسون تورو به دست میارم نمیدونستم که دارم نفرین نفر قبلیم رو به جون میخرم،وحالا که بخاطر دیگری دارم از دستت میدم دلم برای نفر بعدیم میسوزه،میدونی عزیزم به من میگن چوب دوسر سوخته...!!! (علی پاک نژاد)
ali
چرا هرچی که خوبه زود تموم میشه،داره گرمای دستات بی دووم میشه...
ali
شب شد،باید کارو تموم کنم،تو این جاده ی طولانیه جنوبی... همینطور نگاه میکنم،همینطور فکر میکنم،تو که نیستی برای چی باید به خونه برم...! (علی پاک نژاد)