آورده اند روزی شیخ را بدیدند با یک BMW که دو دافِ شاسی بلند بلوند را همی از سر خیابان سوار بکردندی و برفتی بطوریکه مریدان را یارای تعقیب نبود. فردا شیخ را بپرسیدند:یا شیخ همصحبتی با نا محرمان حرام نیست؟ شیخ با خشم بفرمود : به جِد که حرام بودستی!!! پس مریدان برآشفتند و بگفتندی:یا شیخ ما خود بديديم دو داف سوار بکردندی ! شیخ نگاهی پر معنا به مریدان بیانداخت و بفرمودندی : همانا در آن دنیا از شما نمیپرسند که چه ماشینی سوار می شدستی! بلکه می پرسند چند پیاده را سوار بکردندی ؟! به ناگاه مریدان نعره ای زدند جامه ها بدریدند و بر سر زنان راه خیابان ها در پیش بگرفتند . . .