Hamed
نام مرا در دفتر خط دار بنویس به زندان عادت دارم .
Hamed
به دنبال ردی از بوسهاش تمام مُهرهای مسجد را بوسیدم
Hamed
ميخواستم با تو جهان را عوض كنم زمان گذشت تو جهان شدی من عوضی.
Hamed
عينك آفتابيات را بردار اينجا – هميشه – هوا براي تو ابري است
Hamed
دنيا چقدر كوچك شده است
من از راهي كه تو رفتهاي
برگشتم.
Hamed
مردونه تمومش کن، من طاقتشو دارم، هر بار ترحم بود، این بار نمی ذارم، با عشق برو وقتی، با عشق نمی مونی، مردونه تمومش کن، وقتی که نمی تونی، باید یه نفر از ما، از خاطره ها رد شه، من یا تو...نمی دونم، باید یه نفر بد شه
Hamed
منطقی نیست که من با انگشتان تو بنویسم ... با ریه های تو دم بر آورم... منطقی نیست که من با لبان تو بخندم و تو با چشمان من گریه کنی!!
Hamed
این طور نمی شود باید همیشه یک غریق نجات کنارم باشد غرق در فکرت شدن اصلا دست خودم نیست...!
Hamed
چه بد است به واژه ای عادت کنی مثل <ماندن> و چه بد است از واژه ای هراس داشته باشی مثل <رفتن>
Hamed
هی .... امان از این زمان... زمانی که دیگه برد توان از این زبان .../ سلام به دوستانم ..
Hamed
گاهی آدم دلش می خواهد کفش هاش را دربیاورد ، یواشکی نوک پا نوک پا از خودش دور شود ، بعد بزند به چاک، فرار کند از خودش...
Hamed
تو هم شبیه بغض من بودی ...
Hamed
من از این فاصله ها خسته ام .../
Hamed
من ..... از این من ها ... همیشه بوده .... بودم... من اول جملات بدون قافیه ام ../