Hamed
ترانه ای میخواهم .. هم قافیه با لبانت .../
Hamed
نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس ... راننده میگه می خوای سوار شی؟! پَ نه پَ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم
Hamed
میگم دیگه میخوام از ایران برم ... میگه با آژانس مهاجرتی میری؟! پَ نه پَ هماهنگ کردم اول پاییز با دسته غازهای مهاجر
Hamed
یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده ... عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره ... دوستم میگه یعنی مرده؟! پَ نه پَ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره!
Hamed
میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم ... میگه کشتیش؟! پَ نه پَ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! یهو گفت بابا ... !! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم گوشه اتاق!
Hamed
ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدیم .../
Hamed
میخواستی دین بدی دنیا رو هم گرفتی .../
Hamed
چشمم و درد و پریود یه ساعته .../
Hamed
من و شب و تنهایی و .../ کلمات تکراری ../
Hamed
سلام به همه ی دوستانم ... عزیزان دلم ..
Hamed
من رفتم بچه ها.. بایی دوستام ../