امروز معلم عشق گفت : دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند ! مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند . گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟ لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد …....!!
زن: میشه توی کار باغچه کمکم کنی؟ مرد: تو فکر کردی من باغبانم؟ زن: میشه توی تعمیر دستگیره در کمکم کنی؟ ...مرد: تو فکر کردی من نجارم؟ ...بعد از ظهر مرد از سر کار بر میگردد و میبیند همه چیز درست شده است مرد: کی دستگیره در رو درست کرد و باغچه را رو به راه کرد؟ !زن: مرد همسایه و در ازاش ازم خواست یا یک همبرگر بهش بدم یا یک لب !مرد : حتما تو به او همبرگر را دادی زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟ .....نتیجه اخلاقی : همیشه از انتقام خانمها بترسید.