گل هاش توی دستش بود نشسته بود لب جدول .. رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گلهاتو بفروشی ؟؟ گفت : بفروشم که چی ؟! تا دیروز میفروختم که با پولش مادرم رو ببرم دکتر اما دیشب حالش بد شد و مُـرد .. با گریه گفت : تو میخواستی گل بخری ؟ گفتم : بخرم که چی ؟ تا دیروز میخریدم برای عشقم اما امروز فهمیدم میخواد بی دلیل فراموشش کنم .. اشکاشو که پاک کرد یه گل بهم داد و با مردونگی گفت : بگیر باید از نو شروع کرد تو بدونِ #عشق.. منم بدون #مادرم ..
اکه جنبه ندارینتو دیدکاههایی که مادوستای قدیمی وصمیمی هستیم نیاینمخصوصا دخترا جون بدجورازشرمندکیشون درمیام/ادب وهم رعایت کنین/من از رفتارهای بد متنفرم