بلوز در شمار منابع جاز است . بلوز از موسیقی عامیانه سیاهان آمریکا ، مانند آوازهای کشت و کار ، آوازهای مذهبی و ترانه های بردگان مناطق گوناگون سرچشمه گرفت
زمان پیدایش بلوز معلوم نیست اما در حدود دهه 1890 این ترانه ها در کشتزارهای جنوب ایالت متحده خوانده میشده است
اولیه که بطور معمول با همراهی گیتار اجرا می شد Country Blues بلوز محلی
فرم یا سبک خاصی نداشت . فرم شاعرانه و موسیقیائی بلوز در حدود سال 1910 شکوفا شد . در دهه 1920 تب بلوز در میان سیاهان آمریکا بالا گرفت ، در همین دهه بود که بلوز به فرم موسیقیائی پر کاربردی بدل شد که علاوه بر آوازخوانان ، این سبک توسط نوازندگان جاز نیز به کار می رفت
تاثیر بلوز در سبک های مردم پسند مانند ریتم و بلوز ، راک اند رول و سول آشکارا دیده میشود . بلوزهای آوازی بیانی بسیار شخصی دارند . این آوازها اغلب به مضامینی همچون درد ، خیانت ، بی وفائی و عشق یک جانبه می پردازند . در این سبک از نت های افتاده ، سایه پردازی ریز پرده ای ، تاخیرها و عجله های ریتمیک و خزش های آوازی بهره میگیرند
ملودی های آنان شامل نت های بلو یا محزون متعددی است که با اندکی بم کردن نت های سوم ، پنجم و هفتم گام ماژور پدید می آید
W.C.Handy از برجستگان این سبک میتوان به ویلیام کریستوفر هندی
بسی اسمیت و از معاصرین به اریک کلپتون و بی بی کینگ اشاره کرد
این موسیقی آفریده نوازندگانی ، اغلب از سیاهان آمریکا بود که در خیابان ها ، بارها ، محله های پست و سالن های رقص نیواورلئان و دیگر شهر های جنوبی ایالت متحده به اجرا می پرداختند
جاز را میتوان به طور عام به عنوان گونه ای از موسیقی که ریشه در بداهه نوازی دارد و ریتم سنکوپ دار ، ضرب یکنواخت و رنگ آمیزی و تکنیک های خاص اجرائی از
ویژه گیهای آن است توصیف کرد
جاز اولیه ،عناصر فرهنگ های موسیقیائی متعددی همچون فرهنگ های آفریقای باختری ، آمریکا و اروپا را در هم آمیخت . خاستگاه برده های آمریکائی که اغلب از آفریقای باختری که امروزه شامل غنا ، نیجریه و چند کشور دیگر است بود
تکیه بر بداهه نوازی ، استفاده از طبل ، صدا های کوبشی و ریتم های پیچیده ، شماری از عناصر موسیقی باختری هستند که بر جاز تاثیر داشته اند
از آهنگسازان برجسته این سبک میتوان از لوئی آرمسترانگ ، دوک الینگتون ، بنی گودمن چارلی پارکر و جان کالترین نام برد
اصل و نسب این سبک به آندلس منطقه ای در جنوب اسپانیا می رسد به درستی معلوم نیست که چه کس یا کسانی برای اولین بار این موسیقی را اجرا نمودنده اند ، ولی فلامنکو شناسان معتقدند کولی های مهاجر عبری و مسلمانان که در جنوب اسپانیا زندگی می کردند با اسپانیا ادغام شده ( رقص ها ، آوازها و نوا هایشان ) در هم آمیخته و موسیقی فلامینکوئی را که امروز ما میشناسیم به وجود آمده است
البته آهنگسازان بزرگی چون زریاب را نباید فراموش کرد زریاب نام یکی از موسیقیدانان بزرگ ایران است که در زمان حکومت عباسیان ظهور کرد وی همدوره ابراهیم موصلی و فرزندش اسحق از بزرگترین موسیقیدانان دربار عباسیان بود ، زریاب تا آخر عمر در کوردبا از شهرهای اسپنیا می زیست ودر آنجا یک مدرسه موسیقی بنا نهاد و تاثیر بسزائی در موسیقی آندلس داشت
کلمه فلامنکو در لغت به معنای آتش است . آتش که از درون انسان شعله می گیرد و دلهای دیگران را نیز آتش میزند
فلامنکو دارای سه عنصر اصلی رقص ، آواز و گیتار می باشد . در محور اصلی آواز قرار دارد و بعد رقص به همراهی گیتار . در گذشته گیتار بیشتر نقش همراهی کننده را Roman Montaya & Nino Ricardo داشته ولی بعد ها توسط استادان با ارزشی چون
و تنی چند به صورت تکنوازی با پنج انگشت دست راست به مرحله بالاتری از نظر هنری در این سبک راه یافت
انواع سبک ها و ریتم های گوناگون در فلامینکو بقدری متنوع است که درک آنها را برای نو آشنایان بسیار مشکل میسازد و راهی نیست جز شنیدن بسیار و ایجاد یک ارتباط روحی و حسی بین ریتمها و صداها
منظور از فلامنکو یا همان رقص تند کولیهای اسپانیا را از زبان یکی از بزرگان این سبک یعنی پاکو دلو چیا میآوریم . پاکو دلو چیا میگوید نوائی که در اطراف شماست توسط افرادی که میبینید ساخته شده است ، شما آهنگ میسازید به همراهه مردم ، شما یاد میگیرید آنرا از خانواده ، دوستان ودر نوشیدنیهای جشنها ، سپس کار میکنید روی تکنیک نوازندگی ، گیتاریست نیازی به مطالعه کردن ندارد در صورتیکه آن همراهه هر آهنگی هست . یک گیتاریست ماهر مدتی از وقتش را با کار کردن همراهه نوازندگان کم تجربه و البته پر استعراد صرف میکند . شما باید زندگی یک کولی که سراسر آشوب است را درک کنید و این یک علتی است که موسیقی فلامنکو که راهی بدون نظم و آشوب است بطوریکه شما آنرا میدانید . ما سعی نمیکنیم تا چیزهائی را بهمراهه تفکراتمان سازماندهی کنیم ، ما به مدرسه نرفتیم تا اونو پیدا کنیم ، ما فقط زندگی میکنیم ... آهنگ در هر جای زندگی ما هست
در مورد فلامنکو بعضی این گفتار را سند قرار داده و اشاره میکنند به مردم فلمنگی که در قرن 16 به اسپانیا رسیده بودند و البته اسپانیائی نبودند . عقیده دیگری میگوید که این گفتاراز کلمه عربی فلاه منگو به معنی پرواز خوش آیند میآید
آنچه مسلم است اینست که فلامنکو ترکیبی از فرهنگهای مختلف کولی ، مسلمان و یهودی است که در یک زمان در آندلوس ادر جنوب اسپانیا ساکن بودند و تاثیر آنها را را براحتی در خوانندگی و ریتم گیتار دید . اما این یک نوع هنر مرکب هم هست که ترکیب شده از گیتار زدن ، خواندن ، رقصیدن و جلوه لایه های پر قدرت ریتم و هیجان ، که پاکو دلو چیا قادر بود این اختلافات جزئی را در سن خیلی کم بفهمد
در فلامنکو یک گیتاریست در درجه نخست نباید مانع انجام کار خواننده شود . دلوچیا توضیح میدهد : اینجا یک دیالوگ در حال انجام است ، خواننده کلمات را میخواند . در فلامنکو هیچ آوازی به خودی خود نیست ، فقط غزلیات کوتاه ، بنابراین گیتاریست صدای خواننده را دنبل میکند . یک قسمت از رسم در فلامنکو اینست که نه خیلی سخت و نه خیلی زیاد ساز نزند بلکه شما باید خواننده را پشتیبانی و او را کمک نمائید
اصطلاح کلاسیک معانی گوناگونی دارد ، و به همین سبب می تواند شبهه انگیز باشد
این اصطلاح گاه به دوران باستانی یونان و روم اشاره دارد ، یا ممکن است برای هر اثری که از جذابیت پایدار و همیشگی برخوردار است به کار رود
بسیاری از مردم اصطلاح موسیقی کلاسیک را برای هرگونه موسیقی که راک ، جاز ، عامیانه یا فولکلوریک ، و یا پاپ نباشد به کار می برند
تاریخ نویسان موسیقی اصطلاح کلاسیک را از حوضه ای در تاریخ هنر که معنای ویژه تری دارد وام گرفته اند : نقاشی ، پیکره سازی و معماری پایان سده هجدهم و اوایل سده نوزدهم اغلب تاثیر پذیرفته از سر مشق های یونانی و رومی بوده اند . اما موسیقی این دوران چندانارتباطی با موسیقی عصر باستان ندارد
این سبک از حدود سال های 1750 تا 1820 شکوفا بود
و پس از آن دوران رومانتیک و ...
بزرگترین آهنگسازان دوره کلاسیک میتوان از یوزف هایدن ، ولفگانگ آمادئوس موتسارت و لود ویگ وان بتهوون نام برد و از آهنگسازانی که برای گیتار در دوره ذکر شده بوده اند و قدمی بزرگ و موثر در راه اعتلای این ساز برداشته اند میتوان از
Dionisio Aguado Ygacia دیونیزو آگوادو Francisco Tarrega تارگا
نام برد Fernando Macari Sor و فرناندو سور
بربط ساز ايراني كه از قديميترين اعصار نواختن آن در ايران رواج داشته است سر منشا؛ گيتار است . هنري جرج ماير مستشرق و موسيقي شناس معروف انگليسي ميگويد
باربي توس همان عود قديم ايران ، يعني بربط ميباشد و آنرا به اين سبب بربط نام نهادند كه كاسه اش به شكل سينه (بر ) مرغابي ( بط ) است . پس از تصرف ايران در قرن اول هجري بدست اعراب و نشر دين اسلام و نفوذ آن به گوشه و كنار جهان ، تاثيري كه ايران در آلات موسيقي داشت در همه جا راه يافت . اعراب كه ايران را مسخر كرده بودندخود تحت سلطه و نفوذ علم و ادب و هنر ايرانيان قرار گرفتند . در قسمت آلات موسيقي اين نفوذ حتي پيش از ظهور اسلام يعني هنگاميكه ايران بر عراق عرب فرمانروائي داشت شروع شد . در اين عصر است كه چنگ كه آنرا در بين النهرين جنگ مي گفتند و همچنين تنبور و بربط در آن كشور راه يافت . اعراب عود يا بربط را العود نام نهادند
در قرن 11 ميلادي بواسطه تصرف اعراب بر خاك اسپانيا بار ديگر العود به اروپاي جنوبي برده شد . عود شايد مهمترين ساز موسيقي است كه شرق به غرب داده است . العود كه در زبان انگليسي با حفظ حرف تعريف اول كلمه لوت خوانده شد انواع بسياري از آن مشتق گرديد
خانم اينگريد ذهبي در مقاله اي تحت عنوان پيدايش گيتار مينويسد : در سال 1492 هنگاميكه اعراب و يهوديها مجبور به ترك خاك اسپانيا شدند ، نواختن گيتار يا عود در اسپانيا و مخصوصاً در جنوب اين كشور چنان رواج يافت كه مردم آنرا به چشم ساز محلي خود مينگريستند . البته در اندازه گيتار تغييراتي داده شد ، آنرا كمي كوچكتر كردند و روي آن تزئيناتي نيز نقش كردند و آنگاه آنرا ويولا نام نهادند
از ماخذ ديگري كه براي گيتار آورده شده موريس جي سامرفيلد در كتاب گيتار كلاسيك از 1800 تا امروز چهار تار ايراني را منشا؛ اصلي گيتارذكر كرده اند و همچنين هنري جرج فاير در مقاله اي ميگويد : شيخ حيدركه در سال 898 هجري وفات يافته و يكي از مؤسسين سلسله صفوي است چهارتار را اختراع نمود
همچنيندر دائرةالمعارف آمريكا چاپ 5 - 1974 آورده شده : گيتار سازي است كه در قرن 12 ميلادي توسط اعراب از ايران به اسپانيا آورده شد ه است و مراجع گوناگون ديگري كه همه حاكي از اين است كه گيتار سازي است با اصالت و ريشه ايراني اما داشتن اين نكات تاريخي گذشته از اينكه به ما ديد ، هويت و تفكر سالم خواهد داد ، اين واقعيت را نيز گوشزد ميكند كه چگونه ما قرن هاست كه هويت اصلي خود را فراموش كرده ايم و هيچ قدمي در راه تكامل و اعتلاي اين ساز بر نداشته ايم و البته اين ضعف را بخوبي ميتوانيم در زمينه هاي ديگر نيز مشاهده كنيم
در نهايت سربلندي و افتخار براي ملت و كساني است كه چرخ تمدن و فرهنگ بشري را با عزم راسخ و تلاش بزرگ خود پيش برده اند از آنجمله آنان كه در راه تكامل و اعتلاي اين ساز كوشيده اند ، تاريخ و جامعه بشري از اسپانيا و مردان بزرگي همچون آگوادو ، شر ، تارگا ، سگوويا و ... سپاسگذار خواهد بود . اينان از جمله كساني هستند كه تمام زندگي خود را پارسايانه صرف اعتلاي اين ساز كرده اند
بعد از انقلاب شکوهمــند مردم به 3گروه تقسیم شدند: اشکانیان: آنان که در مراسم عزاداری شرکت می کنند و اشک میریزند سامانیان : آنانکه میلیاردی بردند و سر و سامان گرفتند صفویان : مثل منُ شما که همیشه در صف هستیم و صدامون درنمیاد