دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــامــد

حــامــد
مرد - مجرد
امتیاز: 3264

دنبال‌شدگان

(331 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(391 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

حــامــد
url.jpg حــامــد

خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .

حــامــد
حــامــد

درصد کمی از انسان ها نود سال زندگی می کنند... مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . .

حــامــد
حــامــد

پيدا کردنت... مشکل ميشود...! وقتي ميدانم... دير زمانيست... همرنگ جماعت شده اي . . .

حــامــد
حــامــد

این روزها... این روزها... امان ازاین روزها که نه میگذرند نه بهترمیشوند . . .

حــامــد
حــامــد

از چشم هاي سياهت سهم من جز روزگاري سياه چيزي نيست... لعنت به هر سياه ؛ به جز چشمانت . . .

حــامــد
حــامــد

گاهی یک دوست کاری می کند... که دلت بد جور برای دشمنت تنگ میشود . . . !

حــامــد
حــامــد

@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ در مرام ما رفیقان نیست رسم ترک دوست... عهد با هر که بندیم جانمان در دست اوست . . .

حــامــد
حــامــد

روزها رفتندُ رفتیمُ گذشت! آه! آری! زندگی افسانه بود! خاطری از خاطراتی مانده جا؛ تارِ مویی در کناره شانه بود . . . !

حــامــد
429967_384626488218962_340147402666871_1719926_968336789_n.jpg حــامــد
در مادر...

خدا خواست همه جا جلوه کند... را آفرید . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .
در مادر...

خون بالاست . دلش اما هميشه مي زند براي ما ؛ , مرواريد شده است در صدف ؛ دکترها اسمش را گذاشته‌اند ! حرف‌ها دارد مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد! دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد

دمی شک نکردیم به شاهراه ها...! دریغا که بیراهه ها "راه" بود !! "حسین پناهی"

این ارسال را بازنشر کرده است.
پرسپولیس
pic32257.jpg پرسپولیس
توسط حــامــد

ماجراي علي کريمي و دخترک گل فروش (دیدگاه)

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد

... محبت هایت را پس انداز کرده است... سودی بی نهایت داشت... شده ام مثل تو مهربانی بی توقع . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن... خیس و خسته بیا... نمیخواهم شاعر باشی باران باش . . . !

حــامــد
حــامــد

حق دارند این چشم ها... اگرهنوز هم... خیره می شوند به دوردست ها.... این چشمها پشت سر مسافرشان آب ریخته اند . . .

رضـــی
رضـــی
در مادر...

یعنی کسی که در هنگام شادی با تو شاد شود ... یعنی وقتی غم داری با تو اشک بریزد ... وقتی مریضی با تو مریض شود ... از لذتت لذت ببرد ... با خنده هایت بخندد ... همراهت باشد ... بوسه اَش همه دردهایت را خوب کند ... خالصانه دوستت داشته باشد ... یعنی همه اینها ... و تو بیشتر از همه اینها بودی و هستی و خواهی بود ...

این ارسال را بازنشر کرده است.