حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
مردم عوض شدن زمونه عوض شده ... اين روزها وقتي با يه نفر دست ميدي بايد بعدش انگشتاتو بشمري ببيني هر پنج تاشو پس گرفتي....!
حــامــد
تو نيستي اما من برايت چاي ميريزم! ديروز هم نبودي كه برايت بليت سينما گرفتم! دوست داري بخند دوست داري گريه كن و يا دوست داري مثل آينه مبهوت باش... مبهوت من و دنياي كوچكم... ديگر چه فرق ميكند باشي يا نباشي من با تو زندگي ميكنم.........
حــامــد
رفیق من سنگ صبور غم هام... به دیدنم بیا که خیلی تنهام...
حــامــد
اگه يه روز فرزندي داشته باشم، بيشتر از هر اسباببازي ديگهاي براش بادکنک ميخرم. بازي با بادکنک خيلي چيزا رو به بچه ياد ميده. بهش ياد ميده که بايد بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. بهش ياد ميده که چيزاي دوست داشتني ميتونن توي يه لحظه، حتي بدون هيچ دليلي و بدون هيچ مقصري از بين برن، پس نبايد زياد بهشون وابسته بشه. و مهمتر از همه بهش ياد ميده که وقتي چيزي رو دوست داره نبايد اون قدر بهش نزديک بشه و بهش فشار بياره که راه نفس کشيدنش رو ببنده، چون ممکنه براي هميشه از دستش بده.
حــامــد
تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی/من شکست داده را خودت برنده میکنی/نیامدیو سالها نظر به جاده دوختم/بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم...
حــامــد
کاش حداقل جوانمردي مي کردي! و مهربانيم را بهانه رفتنت نمي کردي! تا من مجبور نشوم هرروز سنگ را نشان دلم بدهم و بگويم: اگر مثل اين بودي او نمي رفت...
حــامــد
سردمه .... جمله ساده ايه ؛ ولي واسه يکي اينجوري ميشه که دستش و ميگيرن و بغلش ميکنن .... واسه ما اين ميشه که بيشتر تو خودمون فرو ميريم ...
حــامــد
گاهي به خاطرش ماندن را تحمل کن... رفتن از همه برمي آيد...
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 59 دقيقه قبل