حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
اين دنياي کثيف لعنتي عشق هم داره ........؟ نمي بيني اسم مجنون و روي بيدي گذاشته اند که سر هر خيابون با باد هر هوسي مي لرزه ..............!
حــامــد
بيچاره عروسک .... دلش مي خواست زار زار بگريَد ؛ ولي .... خنده را بر لبش دوخته بودند ... !!!
حــامــد
مهربانتر از من ديدي ؛ نشانم بده .... کسي که بارها بسوزانيش و باز هم با عشق نگاهت کند ... !!!
حــامــد
دردم مي آيد وقتي که مي بينم روشنفکريتان براي دختران غريبه است ! به خواهر و مادر خود که ميرسيد قيصر ميشويد !!!
حــامــد
خدا به فرشته ها شعور داد بدون شهوت، به حيوان ها شهوت داد بدون شعور و به انسان هر دو را، انساني که شعورش بر شهوتش غلبه کند از فرشته ها بالاتر است، و انساني که شهوتش بر شعورش غلبه کند از حيوان.....پـسـت تر!!!
حــامــد
گاهي وقت ها حس آخرين بيسکوييت مونده تو بسته ساقه طلايي رو دارم. تنها وخرد شده...
حــامــد
امـروز با همه ي دنـيا قهرم امـا تـو صدايم کــني بـرمـي گـردم . . . سادگـي کودکانه ام را مـيبينـي...؟
حــامــد
يه جايي هست...... که ديگه کم مياري از " اومدنا رفتنا شکستنا " جايي که فقط ميخواي " يکي باشه يکي بمونه نره واسه هميشه کنارت بمونه " من اونجام!...
حــامــد
براي غريب بودن هميشه زمان هست آسمان را نگاه کن... وسعت پهناوري که فراموش ميشود گاهي اما... بي دريغ مي بخشايد اين روزها را خواهم بخشيد و نگاه بي آسمان تمام آدمک ها را ...!
حــامــد
سـفــــر .... مرا از تـــــو به هيچکجا نميبَــرَد پشت سـرم آب نــريــز ......
حــامــد
يک جايي ؛ يک غريبه مي شود همان اتفاق ناخوانده زندگي ات ! که سالها به آرزويش نشسته بودي ، اما .... او فاتحه ي کل زندگي ات را يک جا ميخواند ... !!!
حــامــد
زيـــباستـــ ، احســــاسم را ميـگـــويــــم... نـــازکـــــ استـــــ ، دلـــــم را مي گـويــم... گــاه شيـــرين استــــ ، تنـــهــاييــــم را مي گـويــم ...
حــامــد
برگــرد عشق قديمي و ديرين من.. برگرد و بگو دوستـت دارم تا با پشــــت دست چنان بــــر دهانت بکوبم تا آرزوي داشتن يـک دندان را به گــــــــــور بـبـــري چه برسد به من و يک عشق حقيقي
حــامــد
چترها را دوست ندارم ! يادآور ِ خاطرات تلخي هستند.. چشمان خيس من ، که باريدند..تويي که چتر گرفتي ، عاشق نشوي ! اويي که زير چترت آمد و عاشقت کرد ! زير باران مي روم... بدون چتر ! مي خواهم.. از عشقت <پــــاک> شوم ...!!
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 4 ساعت و 19 دقيقه قبل