حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
سلامتيه اون پسري که 10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت,20 سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت,30 سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه باباش گفت چرا گريه ميکني ؟ گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!
حــامــد
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست، گاه سکوت است و گاه نگــــــاه، غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم...
حــامــد
زخم که ميخوري , مزه مزه اش کــــن .. حتـــــما نمکش آشناست............
حــامــد
هيچ ورزشي، براي " قلب" مفيد تر از خم شدن و گرفتن دست " افتادگان" نيست ...!!!
حــامــد
به نمک خوردن عادت کرده اند....زخمهايم را مي گويم....!
حــامــد
میدونی خوش بخت ترین زوج دنیا کیه؟ خنده و گریه به ندرت با هم دیده میشن اما وقتی با هم دیده میشن اون بهترین لحظه ی زندگیه........
حــامــد
چه ساختن هايي... که مرا سوخت و چه سوختن هايي... که مرا ساخت ! به آتش کشيدن م مبارکم باشد...
حــامــد
پسرک گفت : گاهي اوقات قاشق از دستم مي افتد . پيرمرد گفت : من هم همينطور . ... پسرک آرام نجوا کرد : من شلوارم را خيس مي کنم . پيرمرد خنديد و گفت : من هم همينطور پسرک گفت : من خيلي گريه مي کنم . پيرمرد سري تکان داد و گفت : من هم همينطور . اما بدتر از همه اين است که... پسرک ادامه داد : آدم بزرگ ها به من توجه نمي کنند . بعد پسرک گرماي دست چروکيده اي را حس کرد . پيرمرد گفت : مي فهمم چه حسي داري مي فهمم...
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 19 دقيقه قبل