دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــامــد

حــامــد
مرد - مجرد
امتیاز: 3264

دنبال‌شدگان

(331 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(391 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

حــامــد
url.jpg حــامــد

خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .

حــامــد
حــامــد
در مادر...

بيا و ببين دارد برف مي بارد... دلم تنگ شده است براي آن روزها که قدم هايم را جاي پاي مادر روي برف مي گذاشتم ... جاي پايم را با جاي پاي پر مهر مادر اندازه مي گرفتم که چقدر مانده تا بزرگ شوم! و اندازه مي گرفتم چند زمستان ديگر مانده تا جاي پاهايم جاي قدم هايش را روي مهرباني پرکند؟ کجايي کودکي؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

مي‌ نويسم ... هميشه با من بمان مي‌نويسي ... هميشه !!! ... هميشه ؟؟؟؟ و بلند بلند مي‌‌خندي تو مي‌‌خوابي‌ و من تمامِ شب رفتنِ تو را "به بد‌ترين شکلِ يک کابوس" خواب مي‌‌بينم....!

حــامــد
حــامــد

غربت من تازه آغاز مي شود... بهترينِ سال مي رود... سخت ترين آن مي آيد... خدايا چگونه خواهد گذشت... چه روز هاي سختي بود و چه روز هاي سخت تري در پيش است... پاييز هم دوام نياورد و آخر به خواب رفت...

حــامــد
حــامــد
در مادر...

روزي به خانه برميگردم ، تغيير کرده ام ميدانم ، بزرگتر شده ام... شايد هيچ آرزويي ندارم... جز اينکه مادرم نيز مثل من بزرگ نشده باشد... تحمل ديدن چروک چشمانش را ندارم.... کاش همان مادر کودکي هايم،پشت در منتظرم بود.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

صداي خنده ي مادرم حتي غمهايم را هم مي خنداند.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد

بعد از مرگم من را در گورستان سگان دفن کنيد تا اندکي در ميان با وفايان عالم باشم.......

حــامــد
حــامــد

نمي گذاشتم به آساني دلم را ببري اگر ميدانستم بعد از تو زندگي چقدر دل ميخواهد...!

حــامــد
حــامــد

چيزي شبيه معجزه است... وقتي هرشب به خير ميگذرد... بي آنکه کسي به تو بگويد "شب به خير"...!!

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن
در مادر...

من چیزی بلد نیستم بگم در مدح مادر چون شما خیلی جمله های زیبایی میگید......فقط میگم دوستت دارم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

دوستان عزیز بسیار ممنون و متشکرم از ارسالهای زیباتون تو گروه خودتون "مادر..." راستش فک نمیکردم اینجور استقبال بشه! انگار فقط من نیستم که عاشقشم... "دوستت دارم مادر" فعلا... یا حق

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود انگار جیوه در دل من آب می کنند/ پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم /خاموش و خوفناک همه می گریختند/ می گشت آسمان که بکوبد به مغز من/ دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه /وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد/ یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان می آمد و به مغز من آهسته می خلید: تنها شدی پسر. (((( باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض پیراهن پلید مرا باز شسته بود/ انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود: بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟ تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر /می خواستم به خنده درآیم به اشتباه/ اما خیال بود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

دست پـــ ــــر مهــــــرِ مادر تنها دستي است ، که اگـــــر کـــــوتاه از دنيا هـــــم باشد، از تمام دست ها بلنـــــــــــد تــــر است. . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

مادر چقدر راحت بر روي تمام نا ملايمات زندگي چَشم مي پوشد تمام خيانت ها و دروغها را مي بخشد و فرصتي دوباره مي دهد مادر بارها دلش خرد مي شود اما باز لبخند ميزند مادر روز ها بي صدا از شکستن دلش در خلوت اشک مي ريزد و هنگام امدن شريک زندگيش خرد کردن پياز را بهانه مي کند.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor
در مادر...

غمم را می بینی آرام اشک میریزی...برای ِ خنده هایم عرش را گلباران میکنی...گل بوسه های ِ مهربانیت پیشانی ام را معطر میکند..من چه میکنم ؟؟ غمت را می بینم شانه هایم را بالا می اندازم...خنده هایت برایم عادی ست... تنها بوسه ای بر گونه ات میزنم و میگویم خداحافظ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

"مــــــــــــــــــــــــــــادرم" به اين فکر مي کنم که چه رابطه اي بين تو و اشک چشم منه که هر وقت دل رو به تو ميکنه ،اشک هم باهاش سرازير ميشه و دل به دلم ميده... !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.