حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
چی خوبِ ؟! اینکه تمامِ 2 ماه رو برنامه ریزی کنی که حداقل عاشورا و تاسوعا رو خونه هستی بعد فرمانده ت بهت مرخصی نده! اما قسمت بود که باشم و هستم! نمیدونم چه جوری اما هستم . . .
حــامــد
چیزی دارد تمام می شود.. چیزی دارد آغاز می شود.. ترکِ عادتهایِ کهنه و خو گرفتن به عادتهایِ نو.. این احساس چنان آشناست که گویی هزاران بار زندگیش کرده ام... می دانم و نمی دانم . . .
داداِ جوجو
اگرچه روزها درگذرند اما خاطراتشان از خاطرمان نمیروند
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 21 روز و 23 ساعت و 8 دقيقه قبل