حــامــد
خیلی طول نمیکشه حسرتِ داشتن ِ اون لحظه هایی رو میخوریم که میتونستیم پیش ِ عزیزانمون باشیم ولی پشتِ این سیستمِ لعنتی نشستیمُ عُمرمونُ به پوچی گذروندیم . . .
حــامــد
کاش بی واسطه بودم با ستاره ها با خواب ها و با هر آنچه که تو صدایشان می کنی کاش مهتاب بودم در پشت پنجره ات باران بودم بر سقف خانه ات و هوا در چهار دیواری اتاقت...
حــامــد
اردو بزنم تنـهـــای تنـها؛ سبک کنم بار نبودنت را و یــ ـادم برود که... نیسـتــ ـی
حــامــد
آب را گل کردند .... چشم ها را بستند .... و چه ها که با دل کردند ....
حــامــد
گفتند حکم ؟ ورق دست گرفتیم و خندیدیم قرار شد حکم آفتابگردان باشد / تمام سر ها دست خورشید بود زمین دست از ما گرفت .... دو به دو / دل دادیم.... ...... آسمان ، آس ِ /مان را برید دو به / تک .... باختیم بازی روبروی چشم های تو /عاقبت ندارد
حــامــد
هر صبح میزد به دل کوه... ادای فرهاد را در نمی اورد... معدن چی بود... معشوقه اش اما ، شیرین بود... اینو تمام مردهای شهر میگفتند
حــامــد
هنوز هم دلم تنگ میشود محض حرف زدنت و محض تکیه کلامهایت .... که فقط تکیه ی کلام تو نبود.... من هم به آن تکیه داده بودم....
حــامــد
دستت را به من بده .. پایت را .. به راه! ..این راه ..به بهار میرسد، .... وقتی از سنگلاخِ واژهها عبور میکند وُ .... از سُرخ رودهای شعر.... دستت را به من بده
حــامــد
دستـــ ِ خودم نيستـــ ، جاي ِ من كه باشـي ، گــَه گاهي روزها را گـــُم مـي كني... ،
حــامــد
يه ” فنجان خالي ” … ؟ را که نگاه ميکنم گلـويم به خاطر چاي هايي که با تو نخورده ام چقدر ميسوزد… ….
حــامــد
وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی ، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن . . .
حــامــد
مي داني .. خوب كه فكر مي كنم مي بينم گاهي يك شكلات ِ مغزدار بيشتر ميچسبد تا عاشقانه هاي اين عاشق هاي تو خالي !
حــامــد
به تو اندیشیدن با تو احساس شدن با صدای نفست خوابیدن ، گرم شدن باز هم در پس افسانه شبهای دراز باریدن ، رقصیدن مثل یک پر بی وزن مثل یک سایه تنها و کبود ، در پس پاره ای سیمان سیاه ... لغزیدن ، ترسیدن...
حــامــد
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم حالا یک بار از شهر می رویم یک بار از دیار یک بار از یاد یک بار از دل و یک بار از دست !
حــامــد
آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد، مبادا تصویرت در چشمانم آواره گردد..
همه اینارو میدونیم اما باز . . . !!
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبل