Hami ܓܨܓღ
عاشــقٍ آن لحــــــظه ام که کنارت هستــــــــم و کودک درونـــــــم از اشتیاق با تـــو بودن می خــواهد زمین و زمان را بهـــم بریزد...
Hami ܓܨܓღ
چــه چیــز........ در نگـــاهــم بــود..؟؟ كـــه از ســادگــی ام پلـــی ســـاختــی بـــرای ویـــرانیــم..!!
Hami ܓܨܓღ
خدایـــا! یاخیلـــی برگـــردون عقب یا ببر جلـــو... اینجای زندگی خیلی دلـــم را گرفتـــه...
Hami ܓܨܓღ
بودنم که معلوم نبود چه رسد به نبودنم! بودنت که نفس گیر بود چه رسد به نبودنت!!!!
Hami ܓܨܓღ
یکی نیست به بعضـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ها بگه وقتی با یکی دست میدی به بقیه پا نده ....
Hami ܓܨܓღ
سَـلآمـهـ مَـرآ بـهـ "وُجـدآنَـتـ" بـرسـآنـ واگَـر بـیـدآر بـود بـپُـرسـ : چـگـونـهـ شَـبـهـآ رآ "آسـودهـ" مـیـخـوآبَـد؟؟؟
Hami ܓܨܓღ
خوبی به هیچــــکس نیومده این روزا به هر کی محبت کنی ازت می پرســـن دلیــــــل محبتت چیه.....!
Hami ܓܨܓღ
گـــآهـے بــآ يــﮧ حــرف ِ ســـآده ٬ اونـــجــور دلــت ميشكــ ـ ــ ــ ـنـﮧ كـﮧ ... كــُل دنيــآ هــم بهــت بــدن خــورده هــآے دلت بــﮧ هم نميچســبـﮧ !
Hami ܓܨܓღ
کـــجا ایــستــاده ا ے ؟ چــگونــه اســت بــاد از هـــر جــهتـے کــه مــے وزد عــطـر تــو را بــا خــود دارد ؟ تـــو دور نیستے مــیـدانم از جــایے در هــمیـن نـزدیکے مــرا نـگاه میــکنے فــقـطــ مــن نـمے بــینـمتــــ
Hami ܓܨܓღ
لیــــــــز خوردن بہــــــانہ ایست.. براے محکم تر گرفتن.. کسے کہ دوستش داری..
Hami ܓܨܓღ
جــَــریآטּ چــســت ؟ هیــچــگــآه پیــدا نمیشود جــَــســَــد آنآטּ که ادعآ میـڪُنـند، بَرآیـــمآטּ میـــمیرَند ... !!
Hami ܓܨܓღ
بعضي وقت ها هست که ادم دلش ميخواد يکي رو با انگشت نشون بده و بگه اين بي معرفت همه دنياي منه... دوست داشتم وتو چه ساده از کنارم گذشتی...
Hami ܓܨܓღ
ايرانسلَمـ ديگـ ه تَرکَمـ کرد اس داد ـه اگـِ دلتـ نمي خوـآد ديگـ ه باهاتـ باشَمـ عدد 2 را به 5005 ارسالـ کن
Hami ܓܨܓღ
ايرانسلَمـ ديگـ ه تَرکَمـ کرد اس داد ـه اگـِ دلتـ نمي خوـآد ديگـ ه باهاتـ باشَمـ عدد 2 را به 5005 ارسالـ کن
گاهی وقتا ناخواسته میشینی پای حرفای یکی آرومش میکنی انقد آرومش میکنی که همه زندگیشو بهت میگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبلروز بعد میشینی پای حرفاش کم کم میبنی خیلی درد داره تو زندگی... میشی همدردش...کم کم میبینی هر روز دوس داری باش حرف بزنی... یه مدت میگذره میشه همه زندگیت میشه تمام وجودت...ازت دوره ولی هر لحظه حسش میکنی...همش تو مخته که بری از نزدیک ببینیش دوری هرجفتشونو اذیت میکنه...جفتشون همو دوس دارن ولی خیلی فاصلس بینشون...هر چی تلاش میکنن نزدیک شن ولی دورو دورتر میشن...یکیشون خیلی تلاش میکنه که بهش نزدیک شه... «چه روزی بود» با هزارتا مشکل خونوادرو میپیچونی که بری پیش زندگیت بری پیش عمرت بری پیش همه کست...بلاخره موفق میشه بره پیشش...قم-تهران-ترمینال غرب-مترو-چهارراه ولیعصر-اتوبوس-پارک ساعی...ضربان قلب 1000 از دور میبینیش...استرس زیاد نمیذاره بری جلو...آخ...دلو میزنی به دریا میری جلو...دست دراز میکنی سمتش... دستاشو میاره جلو... هنوز حسش میکنم... اولاش صدات بیرون نمیاد یکم که راه میری ضربان قلب تعادل پیدا میکنه...آخ اون قدمای اول که از پله های پارک میری بالا... میری تو پیاده رو نمیدونی از کجا شروع کنی نمیدونی چی بگی فقط دوس داری نگاش کنی آهنگ صداش قشنگترین موسیقی به گوشته... یه لنز لعنتی چشای خوشگلشو اذیت میکنه چشای خوشگلش هی خیس اشک میشه دل نداری تو چشاش نگاه کنی... باید بریم سراغ لنزاش تو میدون انقلاب بود فک کنم... انقد دوس داری بغلش کنی ولی نمیشه... داغی آفتابو بهونه میکنه که بادستای نازش سرتو دست بکشه بگه قربون سرت برم چقد داغ شده... بعد یکی دو ساعت پیاده روی با عمرت میرسی مغازه عینک فروشی واسه تعویض لنزای لعنتی... بعد از اونجا میریم سمت پارک لاله... آها بستنیم خوردیم...اونجا پرسیدی ادکلنت چیه؟!... (امیدوارم تواَم یادت باشه) رسیدیم پارک لاله... یه صندلی تو سایه یکم خنده شوخی... یکم نگاه های من تو چشاش...یکم خجالتش...یکم شیطنتاش... (آب معدنی یادته) ریختی روصورتم...
دارم اذیت میشم بسه دیگه
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبلرسیدیم ته خط ته خط ینی لحظه ی خدافظی با یه دل درد رفتی سمت اتوبوس که سوارش شی وای بغض خفم میکرد مثه الان... خدافظی کردورفت دور شدو دیگه تو دیدم نبود منم داغون رفتم سمت مترو ترمینال غربو قم خونه عمو بهترین روز عمرت زود تموم شد خیلی زود ولی عوضش خاطرش خیلی میمونه به همینش زندم
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبلفک کنم 10 ماه یا بیشتر باهم بودیم تموم زندگیم بودو هستو خواهد بود
خیلی اذیتش کردم خیلی
یه جاهایی اشکشم درآوردم ازت معذرت میخوام تو عمرم هیشکسو مثه تو نخواستم اگه یه وقتایی اذیتت کردم از رو تعصبی بود که رو تو داشتم
به هر حال بیخیال الان ته دوستیمونه ینی ته زندگیمه 10 روزه رفتی البته تو میگی من رفتم ولی من هستم تا تهشم هستم واسه همینم هست که میخوام جونمو بدم بهت ثابت کنم تا تهش بودمو تو کم آوردی
اشکایی که ریختیو تلافی کردی 100 برابرشو اشکایی که بخاطر تو ریختمم دوس دارم
نمیتونم زنده باشمو ببینم یکیو جای من ببوسی یکی جای من بغلت باشه
خواستم بگم تو این 10 روز که ازم خبر نگرفتی شبو روزم خوندن اس ام اسامون نگاه کردن عکسامون حموم زیاد رفتم که این اشکا بریزهو سبک شم ولی هنوز سنگینه این دلم...این 10 روز آبرو برام نموند دو سه روز اولشو زدم بیرون (پنجه های مردونه زیر گوشم... خون گوشه لبم)
خدا اون بالا نشستهو شاهده که این پست حرف به حرفش با اشکام بود
آی بند نمیاد لامصب آخ قربون حامی گفتنت برم قربون اوهووووم گفتنت برم قربون زور زدنت برم
خیلی بد کردی باهام حقم نبود نیلو...
دیگه نمیشه ادامه داد...
همیشه عشقم میمونی...
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبل