آقـای ِ شهـردار! بـگوییـد ایـن قـدر عـوض نکـننـد رنـگ و روی ِ ایـن شـهرِ لـعنتـی را ... ایـن پیـاده رو هـا ... میـدان هـا ... رنـگ و روی ِ دیـوار هـا ... #خـاطراتـم دارنـد از بیـن می رونـد!
اسم #قاشق را گذاشتی #قطار.... #هواپیما.... #کشتی تا یک #لقمه بیشتر بخورم! یادت هست #مادر؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران....، میگفتی بخور تا بزرگ بشی... و من #عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی #بغض های نترکیده ام را......
سلام حاجی... شنیدم حاج خانم برای چندمین بار دلش هوس طواف کعبه کرد شما هم از خدا خواسته لبیک گفتی... . مکه خوش گذشت ؟ ... خدایت خوب بود، دینت کامل شد، سنگ هایت را به شیطان زدی؟! حاجی سوغاتی هایت بوی ندامت می دهند؟! حاجی، لباست از جنس اعلاست؟ ... حاجی عجب دمپایی سفیدی؟! سفر چطور بود حاجی..؟؟ خوش گذشت....؟؟ شنیدم حاج خانم بسیار ولخرجی کرده و چند النگو و سینه ریز گران خریده.... حاجی جان خبر داری آقا رضا،،همین همسایه چند خانه بالاتر،،کلیه اش را فروخته تا برای دخترش جهاز بخرد...؟؟؟ دخترش3 سال است مراسمش هرماه عقب افتاده.... طفلکی ها هفته قبل بعد از 3 سال مراسم ساده ای گرفتند و ازدواج کردند. آنها را بی خیال حاجی جان...اصل حالت چطور است...؟؟ شنیدم دیشب شام مفصلی به مهمانها داده ای..... چند کودک گرسنه دم در هی اذیت میکردند و غدا میخواستند...آنها را دیدی حاجی...؟؟ حاجی، با این همه ریا، باز هم مکه خوش گذشت ت ت ت ؟! سرت را درد نیاورم حاجی جان.... زیارت قبول.......................... دلخوش آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم...!
به ما می گفتند نباید پپسی بخورید ,گناه دارد!!! وقتی به تهران آمدم , اولین کاری که کردم , از یک دستفروشی یک پپسی گرفتم. درش تالاپ صدا کرد و باز شد. بعد که خوردم دیدم خیلی شیرین است . آن روز نتیجه گرفتم که گناه شیرین است... زنده یاد حسین پناهی
سرکلاس استاد پرده ویدئو پروژکتور رو تا آخر پایین نکشیده بود پایین اسلاید افتاده بود رو تخته سیاه معلوم نبود. یهو یه دختره گفت:استاد شرمنده اما اگه ممکنه کامل بکشید پایین از اینجا خوب معلوم نیست...! طبیعتا اون کلاس دیگه کلاس نشد ...
شراب خواستم
گفت : ممنوع است
آغوش خواستم
گفت : ممنوع است
بوسه خواستم
گفت : ممنوع است
نگاه خواستم
گفت : ممنوع است
نفس خواستم
گفت : ممنوع است
...
حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه
با یک بطری پر از گلاب
آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه
سنگ سرد مزارم را
و
چه ناسزاوار
عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده
نگاه می کند و
در حسرت نفس های از دست رفته
به آرامی اشک می ریزد
...
تمام تمنای من اما
سر برآوردن از این گور است
تا بگویم هنوز بیدارم
سر از این عشق بر نمی دارم
...
خواهد آمد شب شراب و هوس
داغی بوسه ها و هُرم نفس
یک نگاه پر از امید و هنوز
شب آغوش ما و کنج قفس
شب امتحان خوابگاه دخترا : چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم! مهناز جون اون کتابو بده به من(صدای هق هق و گریه) شب امتحان خوابگاه پسرا: ( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) بوزینه مگه بهت نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!!
داغ تو دارد این دلـ ــــــــــ ــــــــــــم جـای دگر نمیشود
14 سال و 8 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 46 دقيقه قبل
خو بي انصاف حد اقل يه لايكم بزن .... 
14 سال و 8 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 9 دقيقه قبل