آدمیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است! وقتی میخواهد با منطق حرف بزند؛ احساساتی میشود وقتی میخواهد از احساساتش بگوید؛ آرزوهایش لو میرود وقتی میخواهد از آرزوهایش یاد کند؛ حسرتش رو میشود وقتی میخواهد حسرتهایش را روشن کند؛ منطق میتراشد و اینگونه گند میزند به همهء روابطش ...!!
نه امروزی نه دیروزی ، مثه نفس تو هر روزی مثه شمعی واسه خوبی،می سازی می سوزی غمش با من خوشیش با تو،تمام دلخوشیش با تو هنوزم رو تنم مونده ، بویه عطر نفس هاتو
امان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگری ............... فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود دلت آغوش ِگرمتری می خواهد
دنیا کوچکتر از آن است که گمشدهای را در آن یافته باشی،
هیچکس اینجا گم نمیشود،
آدمها بههمان خونسردی که آمدهاند،
چمدانشان را میبندند و ناپدید میشوند،
"یکی در مه"،
یکی در غبار،
یکی در باران،
یکی در باد،
و بیرحمترینشان در برف.
در گیر و دار حمله ی اعراب مسلمان به ایران ، روزی یک مرد عرب از یک مرد پارسی پرسید : چرا زنان شما حجاب ندارند ؟ مرد پارسی گفت : "حجاب زنان ما ، پلک چشمان مردان ماست
چند جرعه مشروب از نگاهی بسیارگویا چند تکه مزه از لبانی بسیار داغ و زنگ صدای شیری...ن تو "نجواهای عاشقانه" من عاشق مستی با توام انکار نکن... بیا تکرار کنیم!!!
داغ تو دارد این دلـ ــــــــــ ــــــــــــم جـای دگر نمیشود
14 سال و 8 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 55 دقيقه قبل
خو بي انصاف حد اقل يه لايكم بزن .... 
14 سال و 8 ماه و 21 روز و 5 ساعت و 18 دقيقه قبل