حامد ♥
تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست....
حامد ♥
اشکی از شاخه فرو ریخت!مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت! اشک در چشمان تو لرزید، ماه بر عشق تو خندید!
حامد ♥
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد...
حامد ♥
تا عمر دارم این دل شکسته رو تحمل میکنم و با خودم همه جا می برم تا شاید یه بند زن پیدا بشه بتونه مثل قبل درستش کنه تا شاید دوباره عاشق بشه
حامد ♥
ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی.دعوت ما بوده ای , مهمان مردم می شوی؟
حامد ♥
دامنه ی عشق تو چون دامن دریا، آمدنم سوی تو چون رود خروشان
حامد ♥
رفته بودم به برش، پیروهن پاره کنم ،یوسف از فرط جنون، چون زلیخا شده بود
حامد ♥
پای پیاده میرود قافله ی نگاه من تا برسد به چشم تو ای مه شام گاه من
حامد ♥
آشفته بازاری مکن ای دزد مادر زاده عشق صد حلقه می پیچی به هم تا یک گره وا میکنی
حامد ♥
ای چرخ که می چرخد بسی بهر حساب هرکسی یک روز جبران میکند جوری که با میکنی
حامد ♥
عجبست اگر توانم، که سفر کنم زدستت—به کجا رود کبوتر ،که اسر باز باشد؟
حامد ♥
یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست
حامد ♥
هنوز هم از بازی كلاغ پر می ترسم! می ترسم بگويم "تو" آرام بگويی پر...
حامد ♥
هرگاه غروب غمگینی دیدی به یادم باش تا هر وقت طلوع زیبایی را دیدم به یادت باشم!!
حامد ♥
از یارو می پرسن اسم کوچیک جومونگ چیه ؟ میگه : افــــسانه ..