موتورسوآری با 2 سرنشین با سرعت بالایی به یک ساختمآن برخورد کرد و فقط یک نفر که کلاه ایمنی سرش بود
از این حادثه دلخرآش , جان سالم به در بـــُـرد
وآقعیت این بود که موتور , ترمز بریده بود و پسر نمیخواست که دختر این قضیه رو بفهمه
بـــــَـرآ همین فقط خواست برآی آخرین بآر از دختر بشنوه :
دوست دآرم ....
#امروز : توی تاکسی من ُ راننده بودیم، یکم حرف زدیم ، یکم ساکت بودیم زیر لب گفت " #خدایا خسته شدم " ، گفتم "خسته نباشید" زد زیر ِ خنده ، میگم " چیه مگه تا ما آدما بفهمیم خدا بهمون گفته خسته نباشید خیلی طول میکشه" ... خیلی آروم با هم درد ُ دل کردیم ، پارسال میخواسته ازدواج کنه که مثل همه ی آدمای دنیا پولش رو بالا کشیده بودن ، چقدر درد داشت ... (دوباره قضیه ی اینکه از سنم مسن تر نشون میدم ./) منم که پیر شدم رفت ؛ ولی #خدایا خسته نشدم هنوز : )