در نخستین پرسش ، پاسخی از عروس بر نیامد.. خانمی گفت :عروس رفته گل بچینه… پرسش دومین من هم بی پاسخ ماند… همان خانم گفت : عروس رفته گلاب بیاره…. این پرسش سوم من بود که با “بله” عروس همراه بود و کل کشیدن و دست زدن همراهان. اما داماد میانه اندام با موهای لختِ به یک سو شانه زده ، با اعتماد به نفس کامل ، ابرویی بالا انداخت و در پاسخ اولین پرسش من برای وکالت گفت : هم گل منم هم گلاب… بله! تجربه یک عاقد : چهره عروس می توانست دیدنی باشد پس از این افاضات آقا داماد !
رفتم فرم عضویت پر کنم یکی از سوال ها این بود به کدام مولف و نویسنده علاقه دارید .هرچی فکر کردم یه نویسنده خوب بخاطربیارم نشد اینجا اکثر از نویسنده های مختلف متن میذارند. آخر هم نوشتم عباس معروفی زیاد نوشته هاش را میخونم الان که اومدم خونه اسم هرچی نویسنده هست اومده تو ذهنم عجیب هستا.