حامد ♥
تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست....
حامد ♥
زندگی پژمردن یک برگ نیست بوسه ای در کوچه های مرگ نیست زندگی یعنی ترحم داشتن با شقایقها تفاهم داشتن
حامد ♥
ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی.دعوت ما بوده ای , مهمان مردم می شوی؟
حامد ♥
از دم تو زندا شود هستی عیسی
حامد ♥
دامنه ی عشق تو چون دامن دریا، آمدنم سوی تو چون رود خروشان
حامد ♥
حلقه ی گل ، حلقه ی در ، حلقه ی گیسو، حلقه به حلقت شبح حلقه بگوشان
حامد ♥
این همه تصویر تو ای در شب روشن،تا که ببینند تو را آینه گوشان
حامد ♥
نام تو شد روشنی ذکر خموشاب// هله له و هرمله ی کوزه به دوشان
حامد ♥
رفته بودم به برش، پیروهن پاره کنم ،یوسف از فرط جنون، چون زلیخا شده بود
حامد ♥
همه در ساحل عشق تشنه می رقصیدند// روح مرموز عطش مثل دریا شده بود
حامد ♥
شبست و شب عصای تو وجغد ها خرابه ها فقط تو ای پناه من
حامد ♥
پای پیاده میرود قافله ی نگاه من تا برسد به چشم تو ای مه شام گاه من
حامد ♥
گه در تماشاخانه ی عصمت مرا بازی دهی // گه نقش های خویش را در من تماشا میکنی
حامد ♥
آشفته بازاری مکن ای دزد مادر زاده عشق صد حلقه می پیچی به هم تا یک گره وا میکنی
حامد ♥
ای چرخ که می چرخد بسی بهر حساب هرکسی یک روز جبران میکند جوری که با میکنی
حامد ♥
امشب به کویت آمدم دانم که در وا میکنی رحمی به این خونین دل روسوای روسوا میکنی